Fatima Nasiri
تاریخ ویرایش: ۶ سال قبل
عروسی برادرم تو این تالار بود از ۷ تا ۱۱، ساعت ۷:۳۰ وقتی هیچی رو میز نبود ازشون خواستیم میوه و شیرینی رو بذارن رو میز، با حالت خیلی بعدی گفتن که به ضرر خودمونه که شیرینی و زود بذاریم چون دوباره باید ظرفارو پر کنن، نمیدونم چرا به ضرر ما بود چون ما خریده بودیم شیرینی هارو از قبل، رفتار اونایی که کار میکردن اونجا خوب نبود، کنار یه سری میزها صندلی اضافه کرده بودن که میزا ۸ یا ۱۲ نفره بشن در صورتی که جای کافی نبود برا همه صندلیا ، دی جی خیلی زیاد بی ادب بود(نمیشد باهاش حرف زد بس که بی ادب بود و خیلی زیاد پررو که آدم ترجیح میده هم صحبت نشه با این جور آدما)، نمیدونم دی جی عوض میشه برا هر مراسم یا نه، ولی دی جی خانوم ساعت ۸ با اصرار ما شروع کرد کارش و چون میگفت مشغول آماده کردن ویدئو کلیپیه که قرار بود موقع شام پخش بشه ، مثل اینکه یه چیزی درست کار نمیکرد خلاصه وقتی مشکل ویدئو کلیپ بر طرف شد کارش و شروع کرد، خیلی خیلی زیاد آهنگ قطع میشد و میخواست وسطش حرف بزنه میتونم بگم وسط همه آهنگا حرف میزد طوری که هممون ناراحت شده بودیم از این مساله که فکر میکنم شغلش و اشتباه یاد گرفته بود اینکه دی جی یه کمم باید بذاره آهنگ پخش شه نه اینکه همش حرف بزنه که مجلس گرم شه،