پناهگاه البرز و آراد کلبهٔ کمپینگ در سرکاج، جایی که طبیعت بهصورت کامل در اطرافش میچرخه. این پناهگاه با امکاناتی مثل آتشسوزی، مسیرهای پیادهروی و فضای آرام، برای دوستداران طبیعت، خانوادهها و گروههای دوستانه، گزینهی ایدهآلیه. در ایران، کمپهای طبیعتمحور مثل این، بهعنوان مکانی برای فرار از شلوغی شهر و بازسازی انرژی شناخته میشوند. اگر میخوای با دوستان یا خانوادهات، در دل طبیعت، شبنشینی کنید و صدای پرندگان رو بشنوید، حتماً اینجا رو انتخاب کن. یه یادآوری ساده: قبل از رفتن، یه کولهپشتی با وسایل ضروری مثل لامپ، آب و خوراکیهای سبک همراه داشته باش.
در پناهگاه البرز و آراد، همه چیز بهصورت ساده و طبیعی بهدست میاد؛ در دل جنگل سرکاج، بدون برق و تکنولوژی، صدای آب دریاچه و برگهای تازه، حس آرامش و تازگی رو بهتکبهتک میفرستند. مشتریان میگن که اینجا مثل یه پناهگاه واقعیه، جایی که میتونید از شیر تازه دامها بچشید، با سگهاتون دور دریاچه بگردید و حتی شبنشینی شکار کنید، ولی در عین حال تمام دغدغههای شهری از سر میره. همهی بازدیدکنندهها از فضای دنج، زیبایی و سکوت این مکان تعریف میکنن؛ حس میکنن که نفس کشیدن در این خلوت سبز، معنای تازهای میخونه و روحشون رو دوباره پیدا میکنن.
حوا باقری
۲ ماه قبل
۵
«اینجا، در میان آغوشِ سبز و بیانتهای طبیعت، زمان ایستاده است. نسیمِ خنکی که از میان شاخههای درختان میگذرد، ردپای عطرِ خاک نمزده و برگهای تازه را با خود میآورد و بر جانم مینشاند.
در فاصلهای نزدیک، صدای برخوردِ آب با سنگهای صیقلی، آرامترین موسیقیِ دنیا را میسازد؛ صدایی که گویی تمامِ دغدغههای مبهمِ ذهنم را با خود میشوید و در امتدادِ جریانش غرق میکند. اینجا، میان این همنواییِ سبز و آبی، انگار نفس کشیدن معنای تازهای پیدا کرده است. نه حرفی لازم است و نه اندیشهای؛ تنها کافی است باشم، نگاه کنم و بگذارم تپشِ این طبیعتِ زنده، با قلبِ خستهام همضرب شود. در این خلوتِ سبز، من دوباره خودم را پیدا میکنم؛ درست در همان لحظهای که صداها خاموش میشوند و فقط صدای زندگی جاری است.»
به سادگی میتونی آرامش رو احساس کرد
بکر ترین جایی که میشه در اوج سادگی بهش پناه برد...
تازه فهمیدم که هفتاد ساله پیش مردم با نبود برق و امکانات چه لذتی میبردن🤎 ممنون از آقای سروش که پذیرای ما بودن
هرچه بیشتر در سرشت طبیعت اندیشه کردم، از خلاقیت خالق نیز بیشتر متحیر و شگفتزده شدم.
همیشه وقتی از سر و صدا و شلوغی زندگی شهری خسته و ناتوان میشویم دلمان میخواهد به جایی برویم که ساکت و آرام باشد و جز موسیقی طبیعت صدای دیگری به گوش نرسد. در آنجا روح خود را رها کنیم، بیپروا و بدون هیچ نگرانی لابهلای پرچینها و بوتهها بدویم و از ته دل فریاد بکشیم تا تمام سیاهیها و گرد و غبارهایی که روی دلمان نشسته است بیرون بریزد.
واقعا مکانی دیدنی و بدون توصیف است
فکر میکردم نبود برق ممکنه اذیت کننده باشه ولی بعد متوجه شدم همین نبود برق و تکنولوژیه که این مکان رو خاص نشون میده،نزدیک بودن به جنگل و دریاچه ای که با فاصله کمی از اقامتگاه قرار داره،دامداری نزدیک به محل اقامت که میتونید از شیر تازه و طبیعیش لذت ببرید.