بیمارستان امیرالمومنین در تبریز یکی از مراکز درمانی مهم در استان آذربایجان شرقی است. این بیمارستان در قلب تبریز قرار گرفته و بهعنوان یک مرکز پزشکی معتبر در ایران شناخته میشود. اگر در تبریز یا اطرافش هستید، میتوانید به راحتی به این بیمارستان دسترسی پیدا کنید. همچنین این مرکز با تجهیزات مدرن و تیم متخصص، خدمات پزشکی گستردهای از جمله تشخیص، درمان و مراقبتهای پس از عمل را ارائه میدهد. برای رسیدن، کافی است در مسیر پارکهای شهر حرکت کنید و این بیمارستان را به راحتی پیدا کنید. بهجای اینکه ساعت کاری را مشخص کنیم، فقط میگویم: اینجا همیشه در خدمت شماست.
بازخوردها درباره بیمارستان امیرالمومنین تبریز تجربههای متنوعی را نشان میدهد؛ برخی از پزشکان و پرسنل را حرفهای و بااخلاق میدانند. در عوض، برخی مراجعات از بیتوجهی یا رفتار نامناسب پرسنل، کندی در پذیرش و مشکلاتی در خدمات بیمه گزارش کردهاند. همچنین نقاط ضعفی در هماهنگی خدمات و برخی بخشها مطرح شده است. به طور کلی این بیمارستان از نظر تخصصی میتواند گزینهای مناسب باشد، اما تجربهها نشان میدهد که برخی جنبههای خدماتی نیاز به بهبود دارد.
Rahim Haghy
۲ سال قبل
۴
بیمارستان امیرالمؤمنین در سال ۱۳۷۰ شمسى در تبریز خیابان قدس افتتاح شد ودرحال حاضر ۱۲۰ تخت دایر دارد. یکى از چشمگیرترین فعالیتهایى که توسط جمعیت خیریه نوبر با سرمایه نیکوکاران بلند همت انجام پذیرفته و استمرار هم دارد ، احداث واحد هاى درمانى است. بیمارستان هاى بسیار مدرن و مجهزى توسط جمعیت خیریه نوبر بنا شده که از افتخارات عالمپزشکى کشور محسوب میشوند.
بی شک مزخرفترین بیمارستانی که دیدم
کادر پرستارا بی مسئولیت بداخلاق،هزار بار صداشون زدم که مریض حالش خوب نیس ،انگار نه انگار،وقتی ازشون سوال میپرسی یا باهاشون حرف میزنی با اینکه میشنون اینور اونورو نگاه میکنن،روز اول قبل از عمل پیش بازرس الکی انجام وظیفه کردن،حق و حقوق بیمار و اینجور حرفا،بعد که بازرس رفت ،تموم شد.به پتو هایی که به همراها دادن بیشتر از مریضا حساسیت نشون میدن،سر یه پتو هزاربار اتاق هارو گشتن،ولی به وضعیت مریض اهمیت نمیدادن
اگر ساعت ۹ بری برای بستری میگن جا ندارن که مردم مجبور به گرفتن اتاقهای ویآیپی و ویژه با قیمتهای چندین برابری میشن، انتظامات با اینکه موظف به کنترل مراجعه کننده هست ولی این وظیفرو با بی ادبی و توهین و بد دهنی انجام میدن، منی که همسرم داخل اتاق عمل بودند و من به عنوان شوهر ایشان حق همراه بودن رو نداشتم چون بخش زنانه بود، حق پشت در اتاق عمل موندن رو هم نداشتم چون وقت ملاقات نبود، نگرانیم از عمل همسرم از یه طرف، سرو کله زدن با نگهبانان ازطرفی دیگر واقعا دیوانه کننده بود