noura satra
۱۱ ماه قبل
چهقدر دردناک است که صدای ما، دانشآموزان این سرزمین، در هیاهوی تصمیمگیریهای آموزشی گم شده است. احساس میکنیم که به جای آمادهسازی ما برای ورود به دنیایی پویا و پرچالش، دستهامان را بستهاید و ما را در قالبهایی تنگ و ناکارآمد جای دادهاید. آیا این همان مسیریست که باید ما را به رشد و بالندگی برساند؟ وقتی استعداد و تلاشمان تنها با یک کلید تصحیح خشک و بیانعطاف سنجیده میشود، وقتی پاسخهایی که با منطق و تحلیل حل شدهاند فقط به دلیل تفاوت مسیر رد میشوند، چگونه میتوان از «عدالت آموزشی» سخن گفت؟ برای ما، این نیمنمرهها عدد نیستند. پشت هرکدامشان *شبهای بیخوابیست، اضطراب، اشک، و امید به فردایی بهتر*. اما حالا احساس میکنیم حقمان پایمال شده؛ آن هم در آزمونی که قرار بود بر مبنای عدالت طراحی شود. ما نمیگوییم که کامل بودیم، اما انتظار داشتیم که سنجشمان نیز انسانی، علمی، و منصفانه باشد. آیا هیچ آسیبشناس یا مشاوری در این مسیر نبود که هشدار دهد این سبک از تصحیح میتواند روح یک نسل را زخمی کند؟ ما نه با سهمیههای ناعادلانه، نه با امکانات آموزشی برابر، و با فشارهای سنگین بیمنطق جنگیده بودیم برای لحظاتی که قرار بود آینده ما را تضمین کند. نه بهخاطر خودخواهی، بلکه برای آیندهمان و چون باور داریم که ایران، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند نسل جوانیست که باور دارد میتواند مؤثر باشد. یکبار صدای ما را بشنوید. این صدای یک دانشآموز خسته و ناامید نیست، این فریاد نسلیست که هنوز میخواهد امید داشته باشد، اگر بگذارید.