کلینیک آتیه درخشان ذهن یک کلینیک بهداشت روان در تهران، منطقه ۳، است. این مرکز برای افرادی که به دنبال راهحلهای روانشناختی و مشاوره حرفهای هستند، محیطی آرام و دوستانه فراهم میکند. در قلب شهر، نزدیک خیابان والی نژاد، این کلینیک بهعنوان یکی از مراکز معتبر در حوزه سلامت روان شناخته میشود. اگر احساس میکنید نیاز به کمک دارید، میتوانید همین امروز مراجعه کنید و با تیم متخصص آنها در ارتباط باشید.
اطلاعات تماس و آدرس
استان تهران، تهران، منطقه ۳، No. 23، خیابان والی نژاد، ایران
این مرکز رواندرمانی از ارائه RTMS، بیوفیدبک و سایر درمانهای روانپزشکی برخوردار است و نظرات متنوعی در مورد آن وجود دارد. برخی مراجعان از اثربخشی درمانها برای اضطراب و افسردگی و هماهنگی تیم درمانی ابراز رضایت میکنند. در مقابل، عدهای از رفتار نامطلوب کارکنان، کمهماهنگی بین واحدها، هزینههای بالا و مشکلات مرتبط با بیمه و قرارداد با بیمه آسیا شکایت دارند. برخی هم از تجربههای مثبت مانند تشخیص ADHD یا بهبود قابل توجه پس از دورههای درمانی گزارش دادهاند. در نهایت کیفیت خدمات به پزشک و تیم انتخابی بستگی دارد و بازخوردها از متوسط تا عالی متغیر است.
ethylene glycol
یک ماه قبل
۱
من اینجا یه مدت با یه “تراپیست” به اسم لیلا پورسمر جلسه تراپی داشتم و کلی بدتر شدم. برای شروع، طرف بدیهیات احترام گذاشتن به مراجع رو نمیدونه. مثلا ممکنه والدینتون رو بیشعور خطاب کنه و بعد که بهش میگین جایگاهش رو بدونه گسلایتتون میکنه که حساسیت شما زیادیه و شما ارث پدرتونو طلبکارین :))). اولا واضحه که آدم اصولا تا وقتی بهش توهین نشده توجیه نداره که بخواد توهین کنه، دوما به کسی که داره به آدم پول میده به طور خاص نباید توهین کرد، سوما روانشناس وظیفه داره که قضاوتهاش از شخصیت طرف مقابل رو تا حد ممکن بروز نده که بیمار احساس امنیت کنه و همه چیزش رو بدون دغدغه تعریف کنه.
نکته بعدی اینکه در وضعیتی که حالم خیلی بد بود یکی از نگرانیهای اصلیمو بهش گفتم و امیدوار بودم که کمکم کنه نیمهی پر لیوان رو ببینم، ولی برگشت گفت نه تنها ممکنه نگرانیم به وقوع بپیونده بلکه ممکنه اونقدر حالم بد شه که به هر وضع آشغالی (حالا چرا آشغال؟ چون این عین کلمهای بود که گفت!) تن بدم. از اون جایی که نمیتونستم از حرفهاش حسن نیت برداشت کنم جلسهی بعد ازش خواستم بابت آنتیکهاش معذرتخواهی کنه که خب نکرد، چون که “حرفی که زد واقعیت بود”. حقیقتا مسخرهست چون با این منطق منم میتونستم بهش بگم جنابعالی هم “ممکنه” وقتی پات رو از اینجا میذاری بیرون تو خیابون ماشین بهت بزنه و برای بقیهی زندگیت یه پا نداشته باشی. من اینو درجا بهش نگفتم چون معمولا همچین چیزایی فقط موقع فوران خشم و نفرت میتونه به ذهنم برسه، ولی انگار این بابا در حالت عادی میتونسته به صورت برخط فانتزیهای فجیع از آیندهی اینجانب از آستین دربیاره. و تازه فکر کن که ایشون روانشناسی خونده و قاعدتا میدونه که گفتن این چیزا به طرف مقابلش وقتی توی موضع ضعفه چه اثری میتونه روش بذاره و باز هم این چیزی بوده که ازش بر اومده. منطقش رو میگم ها. انسانیت و این صحبتا رو که اصلا ولش. جهت کوتاه کردن قصهی دراز، آدم کلا تراپیست نره بهتر از اینه که پیش کسی بره که نباید -اگه تا الان معلوم نبود. البته خب این کلینیک ده پونزده تا تراپیست داره و من که همه رو ندیدم. از یکی که دیده باید پرسید.
مجموعه بسیار بدرد نخور فقط الکی ازت پول میگیرن
اگر کسی رو به عنوان درمانگر قبولش میکنین باید پیگیری کامل از مشاورش و خانواده اش بگیرین هر جلسه خداتومان پول میگیرین بعد میخوان بپرسن شرایط بچه در چه وضعی هست بابتش دوباره پول میگیرن شما میری تحت نظر دکتر براتون 20 جلسه کلاس تجویز میکنه برای اینکه ببینه حالت چطوره مگه بازم پول میگیره
قیمت هم دروغ میگن باهاشون حتما قرارداد بنویسین مبلغ و زیادتر میگیرن توی قرارداد هم ذکر کنین اگر هیچ بهبودی در حال بچه تون رخ نداد مبلغ رو پس بدن ببینین قبول میکنن
درکل مجموعه بسیار بدرد نخور و بدون تجربه ای هستن الکی وقتتون و اینجا نذارین
تجربه ما از این مرکز متأسفانه نتیجهبخش نبود .
یکی از عزیزان من به دلیل اضطراب شدید به این مجموعه مراجعه کردند،
در ابتدا rtms به عنوان درمان به ایشان پیشنهاد شد. پس از تشدید علایم به پزشک ارشد مجموعه ارجاع داده شدن و داروهایی مثل گاباپنتین، دپاکین، آلپرازولام و هالوپریدول تجویز شدند. طی ۸ ماه درمان، نهتنها بهبودی حاصل نشد، بلکه وضعیت ایشان رو به وخامت رفت تا جایی که با افت کیفیت زندگی توانایی کار و رانندگی را از دست دادند .
در نهایت، با مراجعه به پزشکی دیگر خارج از مجموعه تنها طی دو ماه و با اصلاح روند درمان، شرایطشان بهطور چشمگیری بهتر شد.
صرفاً جهت ثبت تجربه شخصی، بدون هیچ قضاوتی.
اول که وارد مجموعه میشید یک نقشه مغزی از شما میگیرند که جوابش هم فقط به صورت فایل توی واتسپ میفرستند.
بعد ارجاع میدهند به روانپزشک.
خانم روانپزشک حین صحبت من مدام به ساعت نگاه میکردند تا مبادا دقیقه ای بیشتر از حد معمول وقتشان گرفته شود و صحبت ما نصفه نیمه ماند و همین موضوع هم به من اضطراب مضاعف میداد هم احساس ناامنی.
بعد به مدیر کلینیک ارجاع میدهند تا به شما پکیج پیشنهاد بدهند.
من اصلا دنبال تراپی یا دستگاه نبودم بلکه میخواستم مشکلم تشخیص داده بشود اما پیش فرض آنجا این است که بروید و یک دستگاه برای استفاده انتخاب کنید. من گفتم نیاز دارم فکر کنم.
و علی رغم اینکه به من قول داده بودند ماهی یک جلسه با روانپزشک داشته باشم، به علت اینکه نخواستم پکیج انتخاب کنم به کل درمان من را متوقف کردند و دیگر تماسی با من گرفته نشد.
در مورد اثربخشی دستگاهی که هم همه افراد مجموعه و هم پوسترهای فراوان روی دیوار تبلیغش را میکردند سرچ کردم و نتیجه قابل استنادی پیدا نکردم.
در مجموع با تجربه ای که داشتم نتوانستم به این مجموعه دید مثبت و قابل اعتمادی داشته باشم