ethylene glycol
یک ماه قبل
من اینجا یه مدت با یه “تراپیست” به اسم لیلا پورسمر جلسه تراپی داشتم و کلی بدتر شدم. برای شروع، طرف بدیهیات احترام گذاشتن به مراجع رو نمیدونه. مثلا ممکنه والدینتون رو بیشعور خطاب کنه و بعد که بهش میگین جایگاهش رو بدونه گسلایتتون میکنه که حساسیت شما زیادیه و شما ارث پدرتونو طلبکارین :))). اولا واضحه که آدم اصولا تا وقتی بهش توهین نشده توجیه نداره که بخواد توهین کنه، دوما به کسی که داره به آدم پول میده به طور خاص نباید توهین کرد، سوما روانشناس وظیفه داره که قضاوتهاش از شخصیت طرف مقابل رو تا حد ممکن بروز نده که بیمار احساس امنیت کنه و همه چیزش رو بدون دغدغه تعریف کنه. نکته بعدی اینکه در وضعیتی که حالم خیلی بد بود یکی از نگرانیهای اصلیمو بهش گفتم و امیدوار بودم که کمکم کنه نیمهی پر لیوان رو ببینم، ولی برگشت گفت نه تنها ممکنه نگرانیم به وقوع بپیونده بلکه ممکنه اونقدر حالم بد شه که به هر وضع آشغالی (حالا چرا آشغال؟ چون این عین کلمهای بود که گفت!) تن بدم. از اون جایی که نمیتونستم از حرفهاش حسن نیت برداشت کنم جلسهی بعد ازش خواستم بابت آنتیکهاش معذرتخواهی کنه که خب نکرد، چون که “حرفی که زد واقعیت بود”. حقیقتا مسخرهست چون با این منطق منم میتونستم بهش بگم جنابعالی هم “ممکنه” وقتی پات رو از اینجا میذاری بیرون تو خیابون ماشین بهت بزنه و برای بقیهی زندگیت یه پا نداشته باشی. من اینو درجا بهش نگفتم چون معمولا همچین چیزایی فقط موقع فوران خشم و نفرت میتونه به ذهنم برسه، ولی انگار این بابا در حالت عادی میتونسته به صورت برخط فانتزیهای فجیع از آیندهی اینجانب از آستین دربیاره. و تازه فکر کن که ایشون روانشناسی خونده و قاعدتا میدونه که گفتن این چیزا به طرف مقابلش وقتی توی موضع ضعفه چه اثری میتونه روش بذاره و باز هم این چیزی بوده که ازش بر اومده. منطقش رو میگم ها. انسانیت و این صحبتا رو که اصلا ولش. جهت کوتاه کردن قصهی دراز، آدم کلا تراپیست نره بهتر از اینه که پیش کسی بره که نباید -اگه تا الان معلوم نبود. البته خب این کلینیک ده پونزده تا تراپیست داره و من که همه رو ندیدم. از یکی که دیده باید پرسید.