مرکز اوتیسم تهران، مرکز آموزشی در قلب تهران، به کودکان و نوجوانان با نیازهای ویژه در زمینه اوتیسم کمک میکند. این مرکز در یکی از محلات پرجنبوجوش شهر قرار گرفته و بهعنوان یکی از بهترین مراکز آموزشی در ایران شناخته میشود. اگر شما یا یکی از عزیزانتان به دنبال محیطی دوستانه، خوشبرخورد و با تیم متخصص هستید، اینجا جای مناسب است. حتماً قبل از مراجعه، با مسئولین مرکز تماس بگیرید تا زمان مناسب برای جلسهی اول را هماهنگ کنید.
مرکز اوتیسم تهران، بهویژه تیم دکتر پوراعتماد و همکارانش، در میان خانوادهها بهعنوان یک “معجزه” شناخته میشود؛ ارزیابیهای دقیق، درمانهای ABA و حمایت مستمر از خانوادهها باعث پیشرفت چشمگیر کودکان میشود و اکثر نظرات مثبت به این نکته اشاره میکنند که تیم حرفهای، دلسوز و با تجربه است. اما در کنار این، چند بازخورد منفی وجود دارد؛ برخی از والدین از تشخیصهای اشتباه، هزینههای بالا و انتظار طولانی برای وقتگیری شکایت کردهاند و حتی برخی بهدلیل عدم تغییر منشیها و رفتارهای تجاری انتقاد کردهاند. در کل، اکثر کاربران تجربهای مثبت و امیدبخش در این مرکز گزارش کردهاند و آن را بهعنوان بهترین گزینه برای تشخیص و درمان اوتیسم در ایران توصیه میکنند.
ma asghari
۶ ماه قبل
۵
تجربه همکاری ارزشمند من با این مجموعه، که همچنان ادامه دارد، فرصتی بینظیر بوده تا از نزدیک شاهد انجام دقیقترین ارزیابیها در زمینه تشخیص و ارائه خدمات درمانی و توانبخشی به کودکان باشم.
تمامی تلاش و دغدغه این مجموعه به همراه تیم درمان، ارائه کمکهای علمی تخصصی به کودکان و حمایت و آموزش مستمر خانوادهها در مسیر درمان است.
من از سال ۱۳۹۲ با مرکز تهران اتیسم آشنا شدم و سالها فرصت همکاری و تجربهی نزدیک با این مجموعه رو داشتم. در تمام این سالها شاهد بودم که این مرکز دقیقترین ارزیابیها و با کیفیتترین مداخلات درمانی رو به کودکان و خانوادهها ارائه میده. تیم متخصصین این مرکز بسیار حرفهای، متعهد و دلسوز هستند و همیشه بهترین رو برای پیشرفت مراجعینشون میخوان.
الان که در استرالیا زندگی میکنم، تمام تلاشم اینه که شیوهی کار و تجربهی این مرکز رو الگو قرار بدم تا در اینجا هم بتونیم از نتایج ارزشمند و معجزهآسای مداخلاتی که در تهران اتیسم دیدهام بهرهمند بشیم.
با اطمینان کامل این مرکز رو به هر خانوادهای که به دنبال خدمات علمی، اثربخش و همراه با همدلی برای فرزندشون هست، توصیه میکنم.
سلام من دخترم رو چند سال پیش برای ارزیابی به این مرکز آوردم. جناب دکتر پور اعتماد بسیار دلسوز و مهربان و با حوصله دخترم رو بررسی کردن و کادر درمانی این مرکز بسیار مسئولیت پذیر و خود آقای دکتر پور اعتماد بدون ذره ای جشم داشت مادی، کودکان این مرکز رو مثل یک پدر مهربان ارزیابی و درمان میکنند و حس مسئولیت پذیری ایشان و این مرکز نسبت به مراجعین واقعا تحسین برانگیز است.پزشک با ایمان و کاربلد و درستکار🙏خدا قوت و آرزوی توفیق روزافزون برای ایشان و همکارانشان دارم.
♦️گزارش یک درمان
♦️نام من بهراد است. بچه دوم خانواده هستم. مامان و بابام و خواهرم از به دنیا آمدنم خوشحال بودند و در کنار هم شاد و خرم بودیم تا اینکه در ۱۸ ماهگی یکباره همه چیز عوض شد و گوشهگیر شدم. و فقط توجهام رفت به سمت تلویزیون و موبایل. وقتی هم دیجیتال قطع میشد، ساعتها ساکت به نور نگاه میکردم. دیگر نه گرسنگی برام معنی داشت، نه دنیای اطراف. از ادمها و حتی از مامان و بابای خودم هم فراری بودم. اطرافیان، خاله و عمه و دایی همه متوجه این موضوع شده بودند و نمیدونستند چه جوری به مامان و بابام بگن که ناراحت نشن. اما مامان و بابام متوجه این موضوع شده بودند و با یک مشاور صحبت کرده بودند. مشاور گفته بود بچه است تغییر میکنه. بچهها باهم فرق دارند. تا این که منو بردند پیش پزشک اطفال. دکتر خیلی صریح گفت تشخیص من اتیسم است. باید به متخصصین مراجع کنید تا راهنماییتون کنند. مامانم با گریه بیرون اومد. وقتی مامان و بابام سرچ کردند و تمام حرکات و رفتارهای منو با چیزهایی که خواندند مقایسه کردند فهمیدند اتیسم دارم. هر چی جلوتر رفتند و با کلینکها و مراکز بیشتری آشنا شدند امیدشون کمتر میشد. تا اینکه توی گوگل با مرکز اتیسم تهران اشنا شدند و سریع وقت گرفتند. بعد از بررسی و ارزیابی تشخیص روی من اتیسم با سطح بالا بود و گفتند سبک زندگی مامان و بابام اشتباه بوده. و باید سبک زندگی تغییر کند. مامان دقیق به حرفهای اقای دکتر گوش داد و درمان من شروع شد. دو ماه تمام ثانیههای بیداری من با خانواده و فامیل پر شد. هر کسی یک تایم و کاری را بر عهده گرفت. در همان دو هفته اول کلام من برگشت. البته تمام ابزار دیجیتالی و گوشی و تلویزیون و موزیک در خانه ما قطع شد. حتی خواهر کوچکم که ۵ سال بیشتر نداشت با مامانم همکاری کرد و خودش را از دیدن دیجیتال محروم کرد تا روز به روز بهتر شدم. بعد از دو ماه که دکتر دوباره منو ارزیابی کرد و بهبودی را در من دید، گفت باز هم مامانم میتونه با همکاری اطرافیان راه را ادامه بده تا من ۲۳ ماه شدم. چون مسیر ما طوری نبود که بتونیم از خدمات استفاده کنیم کمی راه برای ما مشکل شد و از خدمات محروم شدیم. اما مامانم چون توی مرکز باخانوادههایی که اونجا اومده بودن و تشخیص گرفته بودن و ترخیص شده بودند و دیگر مثل همه بچههای عادی به زندگی ادامه میدادند روبرو شده بود، دیگه امیدوار شده بود و به خودش قول داده بود درمان را ادامه بده و بالاخره موفق شد.
در ۲۸ ماهگی دوباره مراجعه کردیم. دیگر در حد دو جمله میگفتم و با آدمها تعامل داشتم و این دفعه راهی پیدا شد و ما از خدمات abaاستفاده کردیم و روز به روز پیشرفت چشمگیری کردم و مثل یه درخت خشک شده، از نو شروع به جوانه زدن و میوه دادن کردم و الان که ۳ سال و ۱۱ ماه دارم، کلام و شناخت ذهنی دارم و به مهد کودک میروم و با هم سن وسالهای خودم بازی میکنم و از ادامه درمان ترخیص شدم. من سلامتیام را به مرکز اتیسم تهران مدیونم وپیشنهادم به خانوادهها اینه که راه اشتباه نروند. اتیسم آخر راه نیست و اگر زود اقدام کنند، با مسیر درست درمان شدنی است. روزی که تشخیص اتیسم شدید گرفتم، ارزوی مامان و بابام این بود که بتونم حداقل خواستههای کوچکی مثل گرسنگی را فقط درک و اعلام کنم. اما امروز پس از درمان من یک پسر بچه شیطون و شادم که کاملا حرف میزنم و درک و شناختم بیشتر از همسن و سالهام نباشه، کمتر ه