ساندویچ بهاران، یک ساندویچ فروشی در تهران، جای خوبی برای عاشقان ساندویچهای تازه و خوشمزه است. این فروشگاه با ترکیبهای متنوعی مثل مرغ کبابی، سبزیجات تازه و سسهای خاص، در میان ساندویچ فروشیهای شهر جایگاه ویژهای پیدا کرده. اگر دنبال یه ناهار سریع یا میانوعدهای سالم هستید، حتماً بهاران رو امتحان کنید. قبل از رفتن، مطمئن شوید که در روزهای تعطیل باز است.
در کل ساندویچ بهاران یه جای معمولی و پر از تناقضه؛ یهجای مشتریان میگن غذاهایش خوشمزه، تازه و حتی گیاهی هم داره، ولی خیلیها از سرویس کند، صندلیهای شکسته، زمینهای کثیف، مورچهها، بوی روغن مانده و قیمتهای بالا شکایت میکنن؛ یهچند نفر حتی میگن محیط خیلی سرده و تهویهاش ضعیف، در حالی که بعضیها میگن رستوران مرتب، تمیز و با قیمت متوسطه. در مجموع، اگر دنبال یه ساندویچ ساده و سریع باشی، میتونی برسی، ولی اگر انتظار سرویس عالی، تمیزی بالا و قیمت منصفانه داشتی، احتمالاً ناراضی میشی.
Atefe Bakhshian
۶ ماه قبل
۱
سالها پیش توی این رستوران خاطره های خوش داشتم ، امشب به پیشنهاد من برای شام و تجدید خاطرات و خوردن مغز و زبان معروفش به این رستوران رفتیم
صندلی شکسته که پشت نداشت قسمت من شد
زیر پایم انقدر کثیف بود که مورچه جمع شده بود با این که گفتم برای تمیز کردن بیایند اصلا اهمیتی داده نشد
ساندویچ مورد علاقه ی من مزه ی گند روغن مانده میداد و قارچ با این که بیشتر ۵۰۰ هزارتومن قیمت داشت
کارگر ها گیج و بسیار کند بودند
سرویس دهی در حد صفر
سیبزمینی سرد و سفت بود
همبرگر و الویه هم سفارش دادیم و ترشی فلفل
محیط انقدر سرد بود غذا را نیمه رها کردیم
یکی از مشتریهابا توجه به قیمت منو سفارش داده بود و زمان حساب کردن با تعجب متوجه شد که قیمت ها با منو متفاوت هستند
خیلی متاسفم برای مدیریت جدید که هیچ نظارتی ندارند
غذا خیلی خیلی خیلی دیر آماده شد
ظاهر رستوران رو تغییر داده بودند ( مرتب دیزاین شده بود ) و کیفیت رو به نازلترین حالت رسونده بودند
ساندویچ ها بسیار گران و مزه روغن مانده می داد.
سرویس دهی افتضاح.
رعایت احترام مشتری و ادب صفر.
کف غذاخوری کثیف بود به حدی که مورچه جمع شده بود.
کارگر یک کتاب را که برای دکور عید نوروز در انتهای آذر روی پیشخوان گذاشته بودند، روی سر ما انداخت بعد منتظر بود ما خم شویم و کتاب را به او بدهیم و در نهایت هم یکی از مشتری ها خم شد و کاپشنش توی غذای ما فرو رفت و این به نظر کارکنان غذافروشی عادی و طبیعی بود.
هوای غذاخوری بسیار سرد بود و ما مجبور شدیم پالتو هایمان را از خودرو بیاوریم و بپوشیم، علت سرما، نداشتن هود بالای اجاق ها بود، روزنه های باد به خیابان باز بود تا بوی گند روغن شامه را کمتر آزار دهد با این حال تمام لباس های ما بوی وحشتناک روغن مانده گرفته بود.
مزه ساندویچ ها زیر مزه تند و افتضاح روغن گم شده بود.
دو تا ساندویچ و یک پرس سیب زمینی و سالاد و نوشابه دو میلیون تومن فاکتور شد که همراه پول خشکشویی لباس های ما برایمان پنج میلیون آب خورد. در یک کلام فاجعه بود.
همسر من به دلیل نوستالژی اینجا را پیشنهاد دادند اما تبدیل به کابوس شد.