HESAM ASHOORI
۴ ماه قبل
منظرهٔ بوروئیه هیچوقت با یک نگاه کامل نمیشود؛ اینجا بیش از آنکه یک قطعهٔ نقشه باشد، یک زیستبومِ دوگانهٔ دشتی و کوهستانی است که مثل خط ترازِ ارتفاع از پایینِ دشت تا قلههای نزدیک به ۲۸۶۰ متر امتداد دارد. وقتی پا به این پناهگاه میگذاری، بیش از همه چیز تنوعِ زمینی جلب توجه میکند: بخشهایی از پناهگاه به دشتی گسترده میرسد که تپههای کمشیب با پوشش گیاهیِ مرتعی آن را میپوشانند و در همان حال، کوههای بلندِ پیرامون تا دوردست امتداد یافتهاند و مثل ستونهای طبیعیِ نگهبانِ منطقه در آسمان ایستادهاند. این ترکیبِ دشت و کوهستان باعث شده که بوروئیه برای گونههای جانوری متفاوت زیستگاهی مناسب باشد: حدود ۲۵ گونهٔ پستاندار در اینجا زندگی میکنند، از کل و بز و قوچ و میش گرفته تا حیواناتی که حضورشان در گوشههای آرامتر منطقه حس میشود. بوروئیه تنها پناهگاهی کویری نیست؛ اینجا پرندگان شکاری و مهاجر هم دیده میشوند — از عقاب شاهی گرفته تا هوبره و سارگپه — و مجموعهٔ پرندگانِ این پناهگاه به بیش از ۶۵ گونه میرسد. در چند نقطه، غارهای طبیعی دیده میشوند که نه فقط پناهی برای خفاشها شدهاند، بلکه برای جوندگان و گوشتخوارانِ منطقه نیز پناهگاههای امنتری فراهم میکنند. تضاد بین سکوتِ بلندِ زمین و صدای گهگاهی باد و پرندگان، همان چیزی است که بوروئیه را از «فقط یک منطقهٔ حفاظتشده» فراتر میبرد و به زیستگاهی واقعی برای طبیعتِ ایرانِ مرکزی تبدیل میکند. نکتهٔ حسیِ طبیعی در بوروئیه بخشی از تجربه همین است که تکتک رد پاها را بخوانی — رد پاهای بز و قوچ کنار ردِ پرندگان شکاری در تپهها، و ردِ باد در شاخههای بنه و بادام کوهی که تا چشم کار میکند گستردهاند. اینجا نه یک منظرهٔ ایستا، که حرکت و زندگی در دلِ زمین را میشود دید.