J J
۶ ماه قبل
این بیمارستان اوضاعش از بیمارستان صحرایی هم خرابتره. من کمتر از ۲۴ ساعت همراه بیمار بودم و تو همین مدت دیدم: پرسنل پرستاری عملاً حرکت نمیکنن. تا خودشون نخوان، از جاشون بلند نمیشن؛ حتی اگر بیمار و همراهش از شدت نیاز پاره بشن، یا جواب نمیدن یا با زور جواب میدن. مدیریت افتضاحه. مثلاً یک مرد غریبه ساعت ۲ نصف شب تو تاریکی وارد اتاق زنان خوابیده میشه و شروع میکنه جارو کشیدن. مسئول چککردن همراه بیمار آدمیه که انگار عمدی آزار میده. کارت همراهی که ۱۲ ساعت از صدورش نگذشته رو با بهانهگیری باطل میکنه، مردم رو تو زیرزمین نگه میداره و وقتی اعتراض میکنی میگه «همینه که هست». اول از همه هم سراغ خانمها میره و با دلایل الکی اذیت میکنه. پولی که برای همراه بیمار میگیرن ناچیزه، اما در حد شکنجه رفتار میکنن. همراه باید شب تا صبح مراقب مریض باشه چون پرستارها کاری نمیکنن. تازه ساعت ۶ صبح داد میزنن که تخت تاشوی خراب و بدردنخور رو جمع کن؛ تختی که کل شب باید میترسیدی نصفش تا نشه و کمرت نشکنه. امکانات صفر. هیچ وسیلهی درستحسابی برای همراه نمیدن. حداقل باید اجازه بدن فرد استراحت کنه، که اون رو هم نمیدن. تعداد توالتها فاجعه است. برای بخش زنانه فقط دو تا توالت هست، در حالی که چهار تا توالت تمیزتر فقط برای پرسنله؛ اینطرف مردم سر نوبت کتککاری میکنن. غذا افتضاح. با برنج مونده و سویا کتلت درست میکنن و به همراه بیمار هم غذا نمیدن. نصف آدمهایی که تو آسانسور دیدم همراههایی بودن که با قابلمه غذا بالا و پایین میرفتن. بخش کولونوسکوپی وحشتناک. بیمار رو در حال ریکاوری و غرق در ادرار از تخت میکشن روی ویلچر؛ همهی ویلچرها خیس و کثیفه. حتی وقتی سگ و گربه رو بیهوش میکنن برای عمل یک پد زیرش میذارن، ولی اینا نه. اگر مجبورید بستری بشید، پتو و بالش ببرید. چون غیر از یک تخت تاشوی اجارهایِ خراب هیچی نمیدن. راستش بخوای تو باغچه بخوابی شرافتش بیشتره. سیستم گرمایشی هم خرابه. من کل شب از سرما لرزیدم چون نه پتو بود نه بخاری درست. خلاصه: بیمارستان فیروزگر یک مریض میگیره، دوتا مریض تحویل میده.