g.zaeri999 zaeri
یک سال قبل
خوانین کاکی از طایفه حاجیان هستند. طایفه حاجیان نسب خود را به مهاجری از نجد عربستان به نام فارِس بن شهوان میرساند. فارِس در اواخر قرن هفتم قمری در این سوی خلیج فارس مأوا گزیده بود. برخی بر این باورند که خاستگاه این طایفه در هنگام کسب قدرت قصبه مغدان یا به قول سکنه محلی موهو بود، برخی دیگر قریه چاهحسینجمال را محل قدرتگیری این طایفه به شمار میآورند. هر چه بود این اتفاق در دشتی رخ داد و حکومت دشتی در دست خاندان جدید حاجیان قرار گرفت. از رئیسجمال و دوران حکومتش اطلاعی در دست نداریم. فارسنامه ناصری بدون ذکر تاریخ خاصی میگوید بعد از رئیسجمال، پسرش رئیسحسین میراث وی را -که بلوک دشتی بود- به دست گرفت. وی با سه اقدام، حکومت نوپای خاندان خود را وارد مرحله جدیدی کرد: نخست به شمال تاخت و نواحی سنا و تسوج و بلوک را متصرف شد و دوم این که لقب خان را از مراجع بالاتر دریافت کرد. برپا داشتن قلعهای در شهر کاکی سومین اقدام وی بود. از وضعیت سیاسی سنا، تسوج و بلوک تا پیش از تصرف آن توسط رؤسای حاجیان هیچ اخباری در کتب مختلف ذکر نشده است. اما شاید این نواحی در تصرف خوانین تنگستان بوده است. شاید هم حکومت مستقلی شبیه رؤسای درازی داشته است. به هر حال تا یافتن یک سند مکتوب و متقن به هیچ فرضیهای در این باره نمیتوان دل بست. اقدام دوم رئیسحسین افزودن لقب خان به نام خود بوده است. این لقب به دو طریق موضوعیت مییافت: یا این که فرد خانزاده باشد که رئیسحسین فاقد این پیشینه بود، یا این که از سوی مقامات رسمی این لقب را دریافت کند که در این جا، مورد دوم مصداق دارد. اما فقدان مدارک و مستندات لازم، باعث شده است تا نتوان در باب چگونگی و زمان دریافت این لقب توسط رئیسحسین حاجیانی اظهار نظر کرد. یافتن روزگار دریافت این لقب باعث میشود تا به این نکته پی برد که دقیقاً رئیسحسین حاجیانی در چه زمانی از سوی مقامات رسمی به عنوان خان شناخته شده است. هیچ بعید نیست لقب دریافتی وی «خانِ دشتی» بوده باشد. پژوهشگری روزگار رئیسحسینخان را مصادف با اوایل قاجار دانسته است لذا باید گفت وی این لقب را از حکام قاجار دریافت کرده است. چون آقامحمدخان فرصتی برای انجام این امورات نداشته این اقدام در زمره کارهای فتحعلیشاه قرار میگیرد ولی این نیز بسیار بعید به نظر میرسد زیرا از ضیافت حاجیانی (بین سالهای 1134تا1141ق. اتفاق افتاد) تا آغاز اصلاحات داخلی فتحعلیشاه (سال 1246ق.) بیش از صد سال فاصله بوده و این فاصله برای دو نسل غیرقابل قبول است. سومین اقدام وی برپا داشتن قلعهای در شهر کاکی بود. دانسته نیست که خوانین حاجیانی تا پیش از این قلعه در کجا سکنا داشتهاند. درباره وضعیت شهر کاکی همزمان با روی کار آمدن خوانین حاجیان یا پیش از آنان چند روایت ضعیف در دست است که در حد ارائه فرضیاتی برای پژوهش بیشتر ارائه میگردد. یکی این که گفته میشود کاکی در روزگاران بسیار دور محل اسکان یک دسته عرب به نام نصورها یا مطورها بوده است. محل سکونت آنها در کاکی را در اطراف حسینیه اعظم کنونی معرفی میکنند. اگر نصورها را درست فرض کنم باید ارتباطی با طایفه عرب نصوری از قبیله بنیهوله داشته باشند. اما اگر مطورها درست باشد ممکن است پیوندی بین آنها با قبیله عرب مطارش وجود داشته است. فرضیه دیگر در مورد وضعیت شهر کاکی پیش از حضور خوانین حاجیانی با ساختمان خشتی کوچکی ارتباط دارد که تا چندی پیش بقایای آن در جبهه جنوب شرقی محل دبستان شهید منفرد فعلی برپا بود. این سازه را به تفاوت قلعه یا دروازه عیوض منی (عیوض بن محمد) میگفتند. شاید رئیس عیوض حکمران کوچکی در این آبادی بوده است که با ورود خوانین حاجیانی از صحنه سیاست خارج شده است. فرضیه سوم این است که پیش از توسعه قدرت خوانین حاجیان به کاکی، شاید احمدشاهخان تنگستانی دامنه قدرت خود را تا کاکی رسانده باشد. نکته مهم دیگر در مورد پیشینه کاکی از تحقیقات نسبنامهای و روایات شفاهی به دست آمد: به غیر خاندان مرادی، سایر خاندانهای قدیمی ساکن کاکی اجداد خود را مهاجرانی میدانند که از مکانهای مختلف به این جا آمدهاند. بسیاری خود را از اعقاب مهاجران شهر کوچک موهدان (مغدان کنونی) میدانند که پس از تخریب آن توسط ماسههای روان به اطراف پراکنده شدند. سادات نسب خود را به امیردیوان میرسانند، برخی به درخواست خان از روستاهای شمالی مثل فقیهاحمدان و فقیهحسنان به کاکی وارد شدند و یک خانواده نیز از تراکمه به کاکی مهاجرت کرده است. لذا کاکی آبادی کوچکی بوده که به تدریج رو به رشد نهاده و با آبادیهای اطراف خود تشکیل روستای بزرگی را داده و مستعد مرکزیت خوانین حاجیان شده است.