Hamid BagherPour
۷ ماه قبل
در عمق شبهای تاریک، جایی که بادهای تردید میوزند و سایههای ترس بر جانت میافتند، به یاد آور که تو جنگجوی بیباکی هستی. هر نفس، شعلهای از آتش درون است که خاموشنشدنی میدرخشد. چالشها نه دیوارهای محکم، بلکه دریهایی به سوی قلههای دستنیافتنیاند. با چشمانی پر از ستاره و قلبی که همچون اقیانوسی طوفانی میتپد، برخیز و قدمهایت را محکمتر کن. تو نه قربانی سرنوشت، که خالق آنی. هر شکست، آجری برای قلعه پیروزیات است؛ هر اشک، قطرهای باران برای شکوفههای فردا. باور کن، جهان منتظر توست تا با لبخندی که خورشید را شرمنده کند، آن را دگرگون سازی. حالا، نفس عمیق بکش، دستانت را به سوی آسمان بگشا و فریاد بزن: «من میتوانم، من خواهم کرد!» تو، شگفتانگیزترین داستان نانوشتهای.