حبیب
یک سال قبل
قدش بلنده وری جامو بنداز ابروش کمنده وری جامو بنداز/دخترخاله وری جامو بنداز، شو تو لاله وری جامو بنداز یزلهخوان: رباب رباب ربابه حال رباب خرابه/حاضران: رباب رباب ربابه حال رباب خرابه رباب میره آسیو سی(برای) سرخاب و سیفدو(سفیدآب)/رباب رباب ربابه حال رباب خرابه رباب میره سینما با پیرهنِ شبنما/رباب رباب ربابه حال رباب خرابه رباب میره تو کیچه(کوچه) بچهها میشن دستپاچه/رباب رباب ربابه حال رباب خرابه رباب وقتی رُو میکُند دل و جیگرُم اُو میکُند(وقتی رباب راه میرود دل و جگرم را آب میکند)/رباب رباب ربابه حال رباب خرابه یزلهخوان: ایوَرِ(اینطرف) دِلُم/حاضران: اوفِینا اووَر(آنطرف) دلُم/اوفینا عزیز دلُم/اوفِینا یار خوشگلُم/اوفینا نکنی وِلُم/اوفینا یزلهخوان: چلچله باد شِمال زیر باد مِینار/حاضران:چلچله باد شِمال زیر باد مِینار یزله خوان:ما دل به دریا زده ایم و ترک دنیا گفته ایم عالم ز دست برده ایم اگه مو باهات نموندم سی خاطرت نخوندم یزلهخوان:بآتیم(با تو هستیم)/حاضران:اهل خراباتیم بادِ شِمال: کوچههای بافت قدیم بوشهر از یک دهانه تنگ شروع میشوند و پس از طی هفت الی ده قدم کوچه عریض میشود(در شیراز به این نوع کوچهها قهر و آشتی میگویند). دلیل آن اینست که موقع وزش باد هوا در ابتدای کوچه متراکم شود تا سپس باد خنک به درون کوچه بپیچد. به این باد، بادِ شِمال میگویند. البته همه یزله ها لزوما دارای پاسخ نیستند: نَگله(بسته) نگله جنس اُوردُم دَسِ دِی(مادر) سَکو(سکینه) سپردم غارتش کِرد، بُچِ(بچه) عامو(عمو)ش بردش وِلات(روستا) خالو(دایی)ش لوله اُویی(لوله آب) اُو داره مو نمیدونُم/ چیشوی یارُم خو(خواب) داره مو(من) نمیدونُم بلند بالا به بالات اومدُم مُو(من) گُلی دخترجون/شنیدُم خال لبهات میفروشی گلی دخترجون/بِرای خال لبهات اومدم مو گلی دخترجون بلند بالا به بالات اومدُم مُو(من) گُلی دخترجون/شنیدُم خال لبهات میفروشی گلی دخترجون/بِرای خال لبهات اومدم مو گلی دخترجون اِی وای جِهازم گلی دخترجون به تو مینازُم گلی دخترجون برگ کُنار یه مِنِش چنده؟(یک مَن برگ کنار چقدر قیمت دارد؟) پِلِی دِی دوما تا کِمربنده!(موهای مادر دوماد تا کمرش است) خوشا به دوما و عروس مجلس مادر دوما داره میخنده همگی بگین عروسیشون مبارک عروس مثال شکر و قنده (بعد از این یزله شپوکل میزنند.) بیو که سیت(برایت) داغُم بلبل باغُم نکنه قَر(قهر) بکنی و بزنی تو شلاقُم بیو حلاکم سیت با دل پاکم سیت شو و رو میگردم و سینه چاکم سیت(شب و روز به دنبالت میگردم و سینهام را برایت چاک میدهم) امشب شِب ما سِحر ندارد یار از دل ما خبر ندارد شب طاقت این شِرر ندارد صبح آمد و شب خِبر ندارد