هتل شایان یک هتل در مرکز یا اطراف تهران است که امکانات اقامتی را برای مسافران و مهمانان فراهم میکند. خدمات اصلی شامل اتاقهای استاندارد با امکانات رفاهی، پذیرش 24 ساعته و خدمات پشتیبانی مهمان است. آدرس دقیق این هتل در تهران مشخص است و دسترسی به آن از طریق محورها و ایستگاههای حمل و نقل عمومی ممکن است. فضای هتل با طراحی آرام و تمیز، تجربهای راحت برای میهمانان ارائه میدهد و کارکنان با رفتار حرفهای و محترمانه به نیازهای مهمانان پاسخ میدهند. نکتهٔ متمایز این مكان نام «شایان» است که ممکن است نشان دهنده سطح خدمات یا سابقهی میزبانی باشد.
در مجموع، هتل شایان در تهران بهخصوص در محله راه آهن، نظراتی متنوع دریافت کرده؛ خیلیها به نظافت کمبودن، بوی ناخوشایند، قطع برق و کمبود پتو یا امکانات ساده اشاره کردهاند، در حالی که دیگران مدیریت خوب، صداهای کم، کولر کارا، موقعیت خوب و چشمانداز دلنشین را بهعنوان نقاط قوت یاد کردهاند. بعضی از مهمانان حتی قیمتهای بالای رستوران و کافیشاپ را بهعنوان نکتهای که باید در نظر گرفته شود، مطرح کردهاند، ولی در کل، هتل بهصورت کلی بهعنوان مکانی آرام و با امکانات پایهای شناخته میشود.
jawad karimi
۲ سال قبل
۱
هتل بشدت مزخرفي هست. بشدت كثيف و اتاق ها و تختاش ساس دارن روي تختش و رو تختياش لكه خونه و اگه يكم دقت كنيد ساس روي تخت راه ميره ، برخورد پذيرشش بشدت بد هست. ي شب رفتيم 900هزار تومان يك ساعت بعدش، نصف شب كلن رفتيم ي هتل ديگه ، بشدت تجربه بدي بود. پرسنل شون هيچ جواب درستي ندادن پولو هم پس ندادن.
هتل پنج ستاره هست اما خدماتش حداکثر در حد ۴ ستاره میشه. دسترسی و دید خیلی خوبی به دریا و مرکز جزیره داره. حواستون باشه که کافیشاپ و رستورانش به شدت گرون فروشن!
برا یه شب یک نفر ۲۰۰هزار ت گرفت کف اتاق یه گلیم پاره کهنه انداخته بودن که حالت رو بد میکرد تا ساعت ۱۱ شب همه چیز خوب بود.ساعت ۱۱ برق رفت.دیدم از زیر در نور میاد.رفتم بیرون دیدم لابی هتل برق داره ولی طبقات برق نداشت.پرسیدم داستان چیه زیبا ترین جک سال رو شنیدم.فرمودن هتل دو تا انشعاب داره یکیش که مربوط به لابیه وصله برق طبقات قطعه.هر جای دنیا بری این خاطره رو تعریف کنی بهت اقامت دائم میدن.با دعوا و جر و بحث بعد یه ساعت برق وصل شد.ساعت یک نصفه شب از سرما از خواب بیدار شدم.شوفاژ خاموش بود.رفتم پایین مسئول هتل دستش روی شوفاژ بود و پرسید چی شده.گفتم چرا شوفاژ خاموشه.با اینکه دستش روی شوفاژ لابی بود گفت متوجه نشدم سوفاژ خاموشه از مسافرا هم کسی نگفت.قشنگ ما رو خر فرض کرده بود یارو.دیگه میخواستیم دست به یقه بشیم که رفت موتور خونه و شوفاژ رو روشن کرد.تا ساعت ۲ نصفه شب که اتاق گرم شد نتونستم بخوابم.من که دوباره کلاهم بیکفته اونجا برنمیگردم بردارمش میرم روی صندلیهای راه آهن میخوابم بهتر از اونجاست.مسئول شبش یه آدم روانی مریضه.به بازرسی اقامتگاه ها و هتل ها هم زنگ زدم انگار نه انگار.