امامزاده قاضی الصابر، یک زیارتگاه و مسجد آرامبردار در قلب تهران است که به یاد آرامش بخشیدن و دعاهای مردم مینشینند. محیطی دوستانه و ساده با فضای معنوی و صمیمی، پذیرای زائران و علاقهمندان به تفحص در تاریخ و فرهنگ مذهبی شهر است. فضایی مناسب برای نماز جماعت، بازدید از معماری ساده و همراهی با هممحلهایها و دوستان در ساعات روزانه
اطلاعات تماس و آدرس
استان تهران، تهران، منطقه ۳، کوچه امامزاده، امامزاده قاضي الصابر، ایران
امامزاده قاضی الصابر در ونک، یه جای خلوت و روحانیه که همزمان با معماری سنتی و کاشیکاریهای زیبا، فضای آرامشبخشی میسازه؛ بچهها، نوجوانان و حتی دانشجویان با کنجکاوی به نقوش اسلامی مینگرن، در حیاط حوض و گلهای سفید بنفش، حس تاریخی و معنوی رو حس کنن. بازسازیهای اخیر باعث شد فضای داخلی زیباتر بشه و پارکینگ راحتتر پیدا بشه، ولی هنوز هم فضای سبز کم و بعضی از بازدیدکنندهها از صداهای بلند مراسم ناراضیاند. بعضی از بازدیدکنندهها حس میکنن فضای سیاسی و بسیجی در حرم دیده میشه، ولی اکثر مردم با حضور در مراسم، حس مودت و دوستی رو تجربه میکنن. در کل، این امامزاده پلی میان گذشته و حال است؛ برای خانوادهها، جوانان و حتی کسانی که فقط به دنبال آرامش و زیبایی معماری میگردن، جای مناسبیه، البته باید به مشکلات پارکینگ و صداهای بلند توجه کنن.
اللهم عجل لولیک الفرج
یک سال قبل
۵
خب، اینجا رو که رفتیم واقعاً یه حس متفاوتی داشت. فضای آرامشبخش و پر از انرژی مثبتی بود که از لحظه ورودمون خودنمایی میکرد. معماری سنتی و کاشیکاریهای ظریفِ سقف و دیوارها چشمها رو خیره میکرد؛ طرحهای اسلیمی آبی و فیروزهای که با نورپردازی ملایمِ پنجرههای رنگی ترکیب شده بودن، انگار داستانهایی از تاریخ رو زمزمه میکردن. تو حیاط، حوض آبی وسط باغچههای پر از گلهای سفید و بنفش، یه تصویر کامل از یه مکان مقدس و دوستداشتنی رو ساخته بود.
چیزی که خیلی تو ذهنم موند، حضور پررنگ خانوادهها و بچهها بود. از کوچیکههای ۴-۵ ساله تا نوجوانایی که کنار خانوادههاشون راه میرفتن یا تو حیاط مشغول بازیهای آروم بودن. بعضی از بچهها رو دیدم که کنار پدربزرگ و مادربزرگهاشون نشسته بودن و با کنجکاوی به داستانهای تاریخی دربارهٔ امامزاده گوش میدادن. یه گروه از دانشآموزا هم با معلمشون اومده بودن و معلم توضیح میداد که چطور این نقوش اسلامی نماد مفاهیم عمیقی مثل وحدت و جاودانگی هستن. حتی چند جوان دانشجو رو دیدم که با دوربینهای حرفهای از جزئیات کاشیکاریها عکس میگرفتن و باهم بحث میکردن چطور این معماری میتونه الهامبخش طراحیهای مدرن شهری باشه.
تو بخش زیارتگاه، جوّی مملو از سکوت و احترام بود. یه خانم جوان رو دیدم که کنار ضریح نشسته بود و آروم دعا میخوند، درحالیکه پسر کوچیکش با احتیاط دستش رو به ضریح میزد و بعد برمیگشت پیش مادرش. تو راهروهای اطراف، چند نوجوان مشغول خواندن قرآن بودن و گاهی باهم در مورد معنی آیات صحبت میکردن.
. یه پدر رو دیدم که به پسرش توضیح میداد: «این کاشیها صدها سال پیش توسط هنرمندانی ساخته شدن که عشقشون به دین رو با هنر نشون دادن.» حتی یه گروه کودک و نوجوان از یه مدرسهٔ غیرانتفاعی اومده بودن و مربیشون ازشون میخواست طرحهای کاشیکاری رو نقاشی کنن تا بعداً توی کلاس دربارهشون تحقیق کنن.
البته بعضی نکات هم بود که میشد بهتر باشه. مثلاً پارکینگ محدود بود و خانوادههایی که با ماشینهای شخصی اومده بودن، کمی تو پیدا کردن جای پارک مشکل داشتن
به نظرم این امامزاده یه پل بین گذشته و حال ساخته؛ و بچهها و جوانان با اصالت فرهنگیشون آشنا بشن. حتی اگه آدم خیلی مذهبی هم نباشه، معماری بینظیر و انرژی اینجا میتونه برای هر سنی جذاب باشه. من خودم ترجیح میدم دفعهٔ بعد باز هم با خانواده بیام و این بار بیشتر وقت بذارم تا بتونم همهٔ جزئیات رو با دقت ببینم. اگه دوست دارین تجربهای متفاوت از آرامش و زیبایی رو داشته باشین، پیشنهاد میکنم حتماً اینجا رو تو لیست بازدیدهای خانوادگیتون قرار بدین. 🌟
زیارتگاه محلی ، بکر و خلوت
ظاهرا در ابتدا بنای چند ضلعی صحن و حرم در فضای باز ساخته شده و دارای حیاط وسیعی بوده است . اموات بسیار و همچنین شهدا را در این حیاط بخاک سپرده اند .
ولی بعدها روی حیاط را سقف زده اند و شبستانهای مختلفی را ایجاد نموده اند .
در حال حاضر این امامزاده فاقد حیاط یا فضای باغ و باغچه است .
فوقالعاده آرامش بخش و معنوی 👌♥️💐
نام مبارک این ستاره درخشان، حضرت علی بن محمد و کنیه شریفش ابوالقاسم، ملقب به حضرت قاضی الصابر (علیه السلام) می باشد. او یکی از سلاله و یادگارهای گرانقدر پنج تن آل عبا و حضرت زین العابدین (علیه السلام) است. نسبت این مرد الهی با چهار واسطه به امامزاده محمد درکه تجریش و با ده واسطه به امام چهارم، حضرت علی بن الحسین و بی بی شهربانو (علیهما السلام) می رسد. تولدش مدتی پیش از 480 قمری بوده و تا حدود سال 555 قمری (1060 تا 1135 میلادی) در عهد پادشاهان سلجوقی، محمدبن ملک شاه اول و بهرام شاه زندگی می کرده است. بیش از 900 سال از فوت آن عالم جلیل القدر می گذرد.