تندیس کوهنورد در تجریش، یکی از آثار هنری جذاب و پرمعنایی است که هر کسی که به طبیعت و ماجراجویی علاقهمند است، حتماً باید آن را ببینید. این مجسمه با تصویر یک کوهنورد شجاع، جایگاه ویژهای در دل محله پیدا کرده و بهعنوان نمادی از تلاش و پشتکار شناخته میشود. اگر میخواهید لحظهای از انرژی مثبت و روحیهی کوهنوردی را در دل تجریش تجربه کنید، حتماً به تندیس کوهنورد سر بزنید؛ فقط کافیست در مسیر میدان دربند قدم بزنید و از زیبایی آن لذت ببرید.
تمامی بازدیدکنندگانی که در گوگل نوشتن، بهصورت یکدست ۵ ستاره به این مجسمه دادند؛ چرا که «کوهنورد ایرانی» در میدان دربند، نهتنها یک اثر هنری سهمتری از رضا لعلریاحی است که از سیمان ساخته شد و بعد از چند سال رنگ مسی گرفت، بلکه نماد واقعی کوهنوردی ایرانی محسوب میشود. ۵۰ سال پیش (۱۳۳۷) با همکاری شهرداری تهران و فدراسیون کوهنوردی، این مجسمه جایگزین گچپوشی که خیلی زود خراب شد، شد و از آن زمان بهعنوان یادگاری برای کوهنوردان و گردشگران زمستانی در ارتفاعات تهران ایستاده است. همهٔ بازدیدکنندگان، حتی کسانی که فقط «بهترین مسیر کوهنوردی
Majid Fatehi
۲ سال قبل
۵
مجسمه را رضا لعلریاحی ساختهاند. در سال 1341 با سیمان مجسمه ساخته شده است. (این مجسمه در واقع جایگزین مجسمه قبلی شد که از گچ بود و خیلی زود تخریب شد.). بعدها به مجسمه رنگ مسی زده شد و سالهاست در میدان دربند استوار و نماد کوهنورد ایرانی است.
مجسمهی «کوهنورد ایرانی» میدان دربند، این روزها شاهد رفت و آمد کسانی است که با آغاز روزهای سرد سال، برای انجام ورزشهای زمستانی و کوهنوردی به ارتفاعات تهران میروند؛ اما شاید کمتر کسی از ماجرای ساخت این مجسمه خبر داشته باشد.
مجسمهی «کوهنورد ایرانی» میدان دربند، این روزها شاهد رفت و آمد کسانی است که با آغاز روزهای سرد سال، برای انجام ورزشهای زمستانی و کوهنوردی به ارتفاعات تهران میروند؛ اما شاید کمتر کسی از ماجرای ساخت این مجسمه خبر داشته باشد.
به گزارش خبرنگار بخش تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حدود 50 سال است که مجسمهی سه متری نصب شده در دربند، نماد کوهنوردان ایرانی است. مجسمهای که بسیاری از کوهنوردان خاطراتشان از ورزش را با او به یاد میآورند و سالهاست که استوار، به تماشای رهگذران ایستاده است.
سابقه ساخت این مجسمه به سال 1337 برمیگردد. در این سال کوهنوردان باسابقهی کشور پیشنهادی را مبنی بر ساخت و نصب یک مجسمه با موضوع کوهنوردان ایرانی به فدراسیون کوهنوردی دادند. سرهنگ بیات که در آن سالها رییس فدراسیون کوهنوردی بود با این پیشنهاد موافقت کرد و با همکاری و حمایت مالی شهرداری تهران کار ساخت مجسمه آغاز شد.
سرهنگ بیات، امیر شاهقدمی را به عنوان مدل به استاد رضا لعلریاحی، مجسمهساز و استاد دانشکده هنرهای زیبا معرفی کرد. شاهقدمی حدود هشت ماه و روزی هفت ساعت نزد ریاحی میرفت و به شکلی که گفته شده بود، ژست میگرفت تا پیکر مجسمه تراشیده شود.
شاهقدمی حادثه زردکوه را اینگونه شرح داده است:«هواپیمای آمریکایی به دلیل مه آلوده بودن هوا به قله زردکوه برخورد کرده و بدون آنکه آتش بگیرد واژگون میشود. این اتفاق در زمستان رخ داد و پیش از اینکه به ما مأموریتی داده شود، چتربازی از آلمان را برای نجات سرنشینان این هواپیما فرستادند. اما خود امدادگر آلمانی هم زمانیکه میخواهد فرود بیاید، چترش به صخره گیر میکند و آویزان در هوا میماند. سرانجام ارتش ایران به من و آقای نورایی دستور نجات آنها را داد.
ماموریت حدود یک هفته طول کشید. هنگام مأموریت در رسانهها شایعه شد که شاهقدمی فوت کرده است. پس از آنکه شاه متوجه شد زنده هستیم، ما را به کاخش دعوت کرد و از سوی رئیس جمهور وقت آمریکا (کندی) مدال لیاقت به ما اهدا شد. البته به جای اینکه از ما به صورت مالی تشکر کنند، فقط با یک مدال حلبی سروته قضیه را هم آوردند.»
این کوهنورد ایرانی در اردیبهشت ماه سال 1391 به دلیل کهولت سن درگذشت.