مجسمه مردانی آذری، یکی از جاذبههای گردشگری برجسته تبریز، در قلب شهر واقع شده و با طراحی زیبا و تاریخیاش، هر گردشگری رو به خود جذب میکنه. این اثر هنری، نمادی از فرهنگ و هنر مردان آذریه که در دل این شهر تاریخی جای گرفته. اگر به دنبال تجربهای متفاوت و یادگاری از تاریخ هستی، حتماً اینجا رو نباید از دست بدی. یه قدم به سمت این مجسمه بردار، حس تاریخ رو در دل خود حس کن.
مراجعات ۵ ستارهای این جاذبهی گردشگری در تبریز، همه بهصورت گرم و صمیمی، بهخاطر مردانی آذری، پدر مدرسهساز ایران، افتخار میکنند؛ یکی از بازدیدکنندگان با جزئیات طولانی، زندگی و کارهای او را شرح میدهد، از تولد در تبریز، مدرسهسازی در تهران، ساخت ۲۷ مدرسه و ۱۰ هزار دانشآموز، تا قتل تلخ او در ۱۸ آذر ۱۳۸۵؛ دیگری با جملهی کوتاه ولی پرانرژی «واقعا تبریز و ایران باید به خانواده مردانی آذر افتخار کنه»، حس احترام و غرور را منتقل میکند؛ و حتی یک بازدیدکنندهی دیگر، با نوشتن فقط نام کاربر، نشان میدهد که حضور در این مکان، تجربهای فراموشنشدنی و ارزشمند است. همهی این نظرات، تصویر واضحی از یک مکان تاریخی و انسانی میسازند که نه تنها برای گردشگران، بلکه برای جامعهی تبریز و ایران، ارزشمند و الهامبخش است.
فرشاد جلیلی جهانی
تاریخ ویرایش: ۷ سال قبل
۵
غلامرضا مردانی آذری که به پدر مدرسهساز ایران شهرت دارد، در سال 1305 در شهر تبریز به دنیا آمد.
وی در سنین نوجوانی به همراه مادر و 2 برادر خود راهی تهران و در همان دوران مشغول به کار شد.
مردانی آذری در سال 1376 مدرسه سازی را آغاز کرد و نخستین مدرسه اهدایی خود را در شهر تهران ساخت. وی تا زمان حیات، حدود 33 میلیارد تومان صرف ساخت مدرسه کرد.
مردانیآذری به همراه دو برادر دیگر خود اقدام به مدرسهسازی میکرد که مدارس دخترانه را به نام مادرش "زهرا" و مدارس پسرانه را به نام پدرش "محمد" نامگذاری میکرد.
وی تا سال 1380، 23 مدرسه، 5 خوابگاه و 5 پانسیون به وسعت 103 هزار متر مربع با هزینه 27 میلیارد تومان احداث کرد که در این مدارس قریب به 10 هزار دانشآموز در حال تحصیل هستند.
همچنین وی از سال 1380 تا 1385 نیز 8 میلیارد تومان در زمینه مدرسهسازی هزینه کرد و تعداد مدارس وی به 27 مدرسه رسید.
18 آذر هر سال یاد آور تلخترین خاطره برای دانش آموزان مدارس مردانی آذری و تمامی دوستداران آن بزرگمرد است. وی 18 آذر سال 1385 در دفتر کار خود به قتل رسید.
مردانی آذری در هر مدرسه اتاقی را به نام اتاق مؤسس ساخته بود و در این اتاق با دانشآموزان صحبت میکرد و اگر دانشآموزی نیاز به کمک مالی داشت به خانواده آن دانشآموز کمک میکرد.
به همین دلیل تمام دانشآموزانی که در مدارس احداثی آن مرحوم درس میخواندند، وی را میشناختند و تعداد زیادی از این دانشآموزان در مراسم تشییع و تدفین وی شرکت کردند. او برای بچهها مانند یک پدر بود.