مریم غلامیان
۷ ماه قبل
امروز دوشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۴ راس ساعت ۷/۳۵ به مطب خانم دکتر نظامیان مراجعه کردم تا با نشون دادن جواب سونو و ماموگرافی وقت اورژانسی بگیرم.(طبق گفته های منشی از پشت تلفن وقتی تماس گرفتم) سلام کردم و گفتم برای ویزیت دکتر وقت میخوام. گفت: «جواب سونوتون رو ببینم.» نشونش دادم، گفت: «اِ خونریزی داره؟» گفتم: «نه، فقط ترشحات زردرنگ.» گفت: «باید خیلی بشینین!» گفتم: «چقدر؟ (شوهرم بیرون بودمیخواستم بهش بگم).» یهو بالحنی خشن گفت: «نه خانم، انگار شما حوصله نشستن ندارین!» گفتم: «چرا، میشینم.» گفت: «نه، برین، دیماه بیاین، وقت نداریم!» گفتم: «مگه من اورژانسی نیستم؟» گفت: «نه خانم، دیماه!» در حالیکه از استرس و دلخوری میلرزیدم، از مطب بیرون اومدم... و با لحن لرزون گفتم: «انشاءالله یه روز خودت تو موقعیت من قرار بگیری تا بفهمه رفتار سرد و بیتفاوت با یه بیمار یعنی چه.» وقتی از مطب بیرون اومدم، دلم لرزیده بود. حالا که نظرات بقیه بیماران رو خوندم، دیدم خیلیها از همین رفتار منشی گلایه داشتن. کاش بدونن ما بیماریم، نه مزاحم… یه برخورد محترمانه خودش نیمی از درمانه. 💔