هنرستان دخترانه پاپلی خلعتبری یه آموزشگاه فنی در منطقهٔ مانویچری تهرانه. اینجا دختران علاقهمند به تربیت بدنی، حسابداری و کامپیوتر میتونن با استادان خوشبرخورد و محیطی دلباز، مهارتهای جدید یاد بگیرن. در این شهر پرجنبوجوش، جایگاه این نوع آموزشگاهها خیلی مهمه و همیشه مورد توجه قرار میگیره. اگر دنبال یه محیطی هستی که هم سرگرمکننده و هم مفید باشه، حتماً یه نگاهی بنداز؛ یه قدم به آیندهات نزدیکتر میکنی.
در کل، نظرات بهصورت دو دسته تقسیم میشوند: طرفداران قدیمی که یاد میکنند «این هنرستان در زمانهای گذشته بهترین بود» و طرفداران جدید که با مشکلات مدیریتی، عدم کنترل کلاس، غیبت معلمها و رفتار بیادبی معاونین روبهرو هستند؛ یکی از این نظرات ۱ ستاره، یکی ۴ ستاره و یکی ۵ ستاره، نشان میدهد که در حال حاضر کیفیت تدریس و مدیریت در این هنرستان بهطور قابل توجهی افت کرده و والدین باید قبل از ثبتنام، به دقت وضعیت فعلی را بررسی کنند.
Anna Rad
یک سال قبل
۱
کاملا افتضاح دختر من محصل 1403بود کاملا افتضاح مدیریت افتضاح تدریس معلم ها افتضاح معلم ها کنترل کلاس رو ندارن برای همین بیشتر وقت ها درس نمیدن رسماً بچه ها دارن مدرسه رو کنترل میکنن به شدت پولکی
برخورد معاونین با والدین کاملا بی ادبانه بدون احترام
تنها چیزی که میتونم بگم اینه مدیریت قبلی خیلی بهتر بود از شروع 1403مدریت عوض شده که کلا گند زدن تو مدرسه بنظرم اگه به فکر بچتون هستین اصلا ثبتنام نکنید
هنرستان فنی با کیفیتی هست و ما دانش آموزان سال اول دبیرستان را برای کمک به انتخاب رشته ی آنها برای بازدید به این هنرستان برده بودیم . این هنرستان را یک خانواده ایرانی بنام خانواده خلعتبری که در امریکا زندگی میکردند خرج ساخت آن را دادند جهت خیرات و باقیات الصالحات برای فرزندشان که اسم او پاپلی بوده که در سنین جوانی در امریکا فوت میکند . کنار این هنرستان یک دبیرستان هم قرار دارد که من در آن مشاور تحصیلی بودم که مدیریت ضعیفی داشت به دبیران خیلی مرخصی میداد و هر هفته چند تا دبیر در مدرسه حضور نداشتند طوری که در مرخصی رفتن بین دبیران رقابت بوجود آمده بود ، اگر طی هفته بمناسبت خاصی ، تعطیل عمومی پیش می آمد و دبیرانی که آن روز ، روز کاری آنها بود و تعطیل بودند ، در همان هفته ، دبیرانی که آن روز ، روز کاری انها نبود و روز تعطیلشان بود و نتوانسته بودند از آن تعطیل عمومی استفاده کنند ، به خود مرخصی داده و به مدرسه نمی آمدند که مبادا دبیران دیگر بیشتر از انها مرخصی طی هفته رفته باشند . این مرخصی رفتن های بیش از اندازه ی دبیران بالطبع باعث افت تحصیلی دانش اموزان میشد اما چون اغلب آنها از وضعیت مالی خوبی برخوردار بودند با شرکت در کلاسهای آموزشگاه های خصوصی مثل آموزشگاه بعثت ، میتوانستند سطح درسی خود را به حد نصاب قبولی میرساندند و با شرکت در مسابقات درسی که در سطح منطقه با مدارس دیگر ترتیب داده میشد ، به موفقیتهایی میرسیدند و برای مدرسه افتخار افرینی میکردند و در آموزش پرورش منطقه اسم مدرسه و مدیرش مطرح میشد که مدرسه ی او سطح علمی بالایی دارد در حالیکه این آموزشگاه های خصوصی بودند و این پول خانواده ها بود که صرف تقویت بنیه علمی فرزندانشان میشد و مدرسه تلاشی برای این موضوع نکرده بود که هیچ ، با مرخصی دادنهای پی در پی به دبیران باعث میشد دانش اموزان افت شدید تحصیلی پیدا کنند . ما دبیر داشتیم که باردار شد از همان ماه دوم بارداری ، مدیر به او مرخصی مطلق داد که برود در خانه استراحت کند و جای خالی او را با معاونین و معلمین مازاد که داشت پر میکرد و به اطلاع منطقه هم نرسانده بود که آن دبیر را به مرخصی طولانی فرستاده و با جعل دفاتر آمار دانش آموزان ، تعداد آنها را بیشتر جلوه داده بود تا بتواند از منطقه ، معاون بیشتری بگیرد و وقتی بازرس به مدرسه می آمد ، آن دفاتر آمار که در آخر هر کلاس چند اسم فیک و دروغین اضافه میکرد که بازرس نمیدانست آنها وجود خارجی ندارند و در آخر چون تعداد دانش آموزان با آن دانش آموزان فیک ، زیاد جلوه داده میشد از منطقه نیروی معاون بیشتری میگرفت و خود مدیر هم اغلب اوقات در مدرسه نبود و مدرسه توسط معاونینش اداره میشد.