سعید محمدی
۵ ماه قبل
مهرماه ۱۴۰۴ مازندران خیلی وسیعه ، آخرین شهر شرقیش میشه رامسر که مردمش زیاد مازنی حرف نمیزدن، بیشتر فارسی و باکلاس حرف میزدن، جزو معدود شهرستانهاییه که فرودگاه داره مثل بندر لنگه، رامسر از همه حا تو مازندران غذا محلیش بیشتره باقالی قاتوق، کته کباب فراوان، شهرای دیگه کم میدیدم ازینو اکبر جوجه کمتر اونایی که گفتم بیشتر داره، من تو این مسافرت یه شب عباس آباد دوشب رامسر یه شب لاهیجان خابیدم، اصلا فلافلی توی رامسر ندیدم، همه جا تبلیغ اسکای لانژ ماهی خوب تبریز بودش، ولی کلا شهر کوچیکیه یه بازار کوچیک اونسمت شهر داشت که عصرها وحشتناک ترافیک میشد، خیایان کازینو خیلی باحاله و زیبا، دست فروش فقط تو بازارش دیدم نه اینکه کل خیابونا پخش باشن، گفتن بازار مدرن میخای برو بازار آرامش، بینهایت آقایان پیر یا بچه پشه کش دستشون بود تبلیغ وبلا میکردن و چون اونجا با کلاسه همگی نوشتن بودن ویلا ننوشته بودن سوئیت، بهرحال رامسر یجورایی شبیه مناطق آزاده چون از اول رضاشاه نظر مثبت داشتهو ملا هم شهر قشنگیه هم باکلاس ، کاخ مرمر که یادمون باشه همیشه برا فرزندان ایثارگر قیمت کمتر میزنن، رامسر ازون نخلای تزیینی زیاده داره و توی بلوار کازینو زیباییشون به اوج میرسه، خوش اب و هواتر از رامسر شابد نباشه خیای لطیف و جذاب بودش من روز بعدش رفتم کاخ و تلکابین