sara r.
۱۱ ماه قبل
من حدود دو سال پیش، از سر ناچاری و تحت فشار روانی و زمانی، به پیشنهاد خانوادهم به این مطب (دکتر جواد راهبر) مراجعه کردم. تعداد زیادی از دندونهام نیاز به درمان داشتن و واقعاً در موقعیت خوبی نبودم. از روز اول تجربهی بسیار بدی داشتم. دکتر بسیار بیادب و بیاحترام بود. بدون اینکه چیزی از گذشته و دلایل من برای اینکه چرا دندونهام به این وضع افتادن بدونه، شروع کرد به تحقیر کردنم. اولا که به ایشون ربطی نداشت، و حتی، باید خوشحال هم باشه چون همین مشکلات براش درآمد ایجاد میکنن! من از همون اول احساس امنیت و اطمینان نداشتم. کاملاً مشخص بود که اضطراب شدیدی دارم، اما رفتار دکتر فقط ترس من رو بیشتر کرد. با این حال، چون از نظر احساسی عملا فلج بودم و نمیتونستم تصمیم درستی بگیرم، متأسفانه به حس درونیم گوش ندادم و تمام درمانهام، از جمله چند عصبکشی و بیش از ۱۰ ترمیم رو همونجا انجام دادم. و این شاید بدترین تصمیم زندگیم بود. الان بعد از دو سال، هر سه عصبکشیای که ایشون انجام دادن، مشکلدار از آب دراومدن. یکی از دندونها عفونت کرده و حتی امکان درمان مجدد هم نداره و باید جراحی ریشه (اپیکو) بشه که هم از نظر روانی و هم مالی برای من هزینهی زیادی داره. دو تای دیگه هم در وضعیت خوبی نیستن. پیش چندین دندانپزشک و متخصص مختلف رفتم، عکسهای دقیقتری گرفتم، چون هنوز درد و فشار و حساسیت دارم، که نباید وجود داشته باشه وقتی عصب دندان کشیده شده. در یکی از دندونها، حتی پر کردگی ریشه دندون به طول کامل به کانال نرسیده، هوا دورش هست، و از همون روزهای اول هم برام دردسرساز بود، که حالا دلیلش مشخص شده. در مجموع، هیچکدوم از کانالها بهطور کامل تمیز نشده بودن و باکتری باقی مونده، که باعث درد و عفونت جدید شده. متأسفانه این همه مشکلات قابل پیشبینی بود، چون این پزشک نه تنها وجدان کاری نداره، بلکه حتی اصول پایهی بهداشت رو هم رعایت نمیکنه. – حین کار با تلفن صحبت میکرد، – اغلب موارد حتی بدون دستکش کار میکرد، – محیط مطب اصلاً حس تمیزی و امنیت نمیداد و بیشتر شبیه یه گاراژ بود تا مطب پزشکی، – تمرکزش بیشتر روی گفتوگو با دستیارهاش بود تا کارش یا سوگند پزشکیای که خورده. تزریق بیحسی هم فاجعه بود، دردناک و بدون مهارت. وقتی اعتراض کردم، بهم گفت: «آمپوله کتکت که نمیزنم!» جملهای که هنوزم یادم نمیره. حالا بعد از دو سال، من موندم با ترس دائمی از دست دادن دندونهام، مشکلات جدید، اضطراب، و حس بدی که از اعتماد کردن به این دکتر دارم. نمیدونم چه بلایی سر باقی پرکردگیها آورده. واقعاً خودم رو سرزنش میکنم که چرا اون همه نشونه رو نادیده گرفتم. در یک جمله: غیرحرفهای، غیربهداشتی، بیاحترام، و بیمسئولیت. امیدوارم این نظر باعث بشه ایشون حداقل یک بار دربارهی رفتارش و تاثیر کارهاش روی زندگی بیمارانش فکر کنه. و امیدوارم هیچ کسی دیگهای اشتباه من رو تکرار نکنه.