بازار روز ماهان یه بازار محصولات در کرج، استان البرز، واقع در کوی کارمندان شمالی است. این بازار برای کسانی که میخواهند میوه، سبزیجات و مواد غذایی تازه بخورند، جای عالیه. در کرج، بازارهای محصولات مثل این، معمولاً به عنوان نقطهی اصلی خرید مواد غذایی شناخته میشوند. یه یادآوری: اگر میخواید میوه تازه بخرید، حتماً اینجا رو امتحان کنید.
نظرات نشان میدهد که برخی مشتریان از رفتار برخی کارکنان ناامید شدهاند و خدمات بهداشتی و فضای فروشگاهی گاهی قابل قبول نیست. با این حال برخی گزارشها از برخوردهای مناسب، قیمتهای نسبتاً پایین و دسترسی آسان به کالاهای مختلف میگویند. در کل، تجربه مشتریان متنوع است و نقاط ضعف اصلی شامل رفتار پرسنل، بهداشت در برخی واحدها و هماهنگی خدمات است.
Marzieh Farsijani
۳ ماه قبل
۱
یه عده کاهبردار و جمع شدن دور هم ..یکی از مرغ فروش هایی که سمت اون ماهی فروشیه هست بسیار ادم بیشرفی هستند نه احترام مشتری بلد هستند نه ادبی دارند مرغ کوبی تو سر مشتری ما خیلی ها از صف خرید در اومدیم ..مدیریت بی ادبی هم داره به هیچ عنوان حق مشتری رو در نظر نمیگیره
بخش ماهی فروشی همش مگس و پشه است متاسفانه خیلی بهداشتی نیست ، صرفا قیمت پایین تر می تونید میوه و تره بار رو خرید کنید، در کل خیلی توصیه نمی کنم خیلی هم کوچیک هست به نسبت شاید کلا ۲۰ تا میوه فروشی ۲ ماهی فروشی ۴ تا پروتئینی باشه
در کنار برخورد خوب بعضی مغازه داران و اینکه اجناس مختلف تازه و ارزانتر مثل میوه، لبنیات، گوشت، خوارو بار و ... در یک جا فراهم بود، چند مشکل هم وجود داشت. ۱) یک مشکل بسیار مهم (دلیل اصلی امتیاز کم) اینکه برای آوردن ویلچر و افراد دچار معلولیت (بخش مهمی از جامعه) و چرخ دستی خرید و شرایط نیازمند رمپ، رمپی از روی سکوها برای اتصال به خیابان نبود و چرخ سنگین با سختی فراوان جا به جا شد. آیا "افراد دچار معلولیت یا کهنسالان نیازمند ویلچر، عصا و با محدودیت حرکتی" یا کسی که نمیتواند چرخدستی سنگین را بلند کند باید از بازار روز "شهرداری" (که خود مسئول زیرساختهای شهری و رفاه و دسترسپذیری است) به خاطر نبود یک رمپ ساده محروم باشند؟
ا ۲) برخورد یک میوه فروش که پشت دخل اولین میوه فروشی (مقابل درب اصلی روبرو و سمت چپ خرمافروشی و کنار سمت راست ادویه فروشی) به بهانه ی معطلی معمول به خاطر نیازهای مشتری، بسیار بی ادبانه، با فریاد و طلبکارانه بود و حتی با وجود اعتراض مشتری به برخورد زشتش ادامه داد. مسلما دیگر از این فروشنده خرید نخواهد شد. (ایشان که برای مشتری معمول بی حوصله و کم تحملند، پس برای مشتری دچار معلولیت ذهنی یا جسمی که نیازمند ملاحظه است چه میکنند؟ آیا در سلامت بودند یا از مشکلات سلامتی چنین برخوردی کردند؟) در خرمافروشی هم به دلیل نرسیدن سیم کارتخوان، رمز کارت توسط مشتری به سختی وارد شد و ظاهرا طبق گفتههایشان ورود رمز توسط مشتری را حق شخص نمیدانستند.
ا ۳) میوه ها درهم بود و اجازه ی انتخاب نبود و هر جا چنین باشد خود به خود قیمت ارزانتر می شود. بنابراین احتمالا بخشی (زیاد یا چند درصد؟) از ارزانی به خاطر "عدم حق انتخاب" است نه لزوما ارزانتر بودن. (البته به شخصه به خاطر دورریز محیط زیستی کمتر از میوهها، متوجه لزوم انتخاب همزمان میوههای با ظاهر ضعیف تر هم هستم ولی نه خراب یا کهنه. ولی میوههای ضعیف، ریزتر یا با ظاهر کهنه تر می توانند از ابتدا جدا شده و با قیمت کمتر فروخته شوند.)
ا ۴) اندک مغازه دارانی هم اصرار بر کشاندن مشتری یا ریختن مقدار زیاد داشتند که ترجیح بسیاری افراد فرصت کافی برای مقایسه و انتخاب و مقدار دلخواه است نه تحت فشار گذاشته شدن. البته با یادآوری پیشاپیش رعایت میکردند و به دلخواه مشتری عمل شد.
مغازه داران "خوشبرخورد، مودب و فهیم: هم در چند مغازه از میوه فروشی ها تا لبنیات و بقیه دیده شد.
همینطور رمز کارت یک چیز کاملا شخصیست و مشتری
باید بتواند خودش آن را وارد کند (نه اینکه در حضور مشتریان به فروشنده اعلام شود) و چه خوب که اکثریت مغازه داران امکان این حق طبیعی را فراهم می کنند.
ای کاش به خاطر زباله ی کمتر در محیط زیست، وقتی مشتری خودش وسیله ی حمل پارچهای یا پلاستیک مصرف شده از خانه آورده، پیشنهاد چندبارهی پلاستیک داده نشود.