سینما ساویز، یک سینما در کرج. این سینما در قلب گوهردشت واقع شده و برای دوستداران فیلمهای جدید و کلاسیک جای عالیه. در کرج، سینماهای محلی بهعنوان نقطهی دیدار برای جوانان و خانوادهها شناخته میشوند و اینجا هم با صندلیهای راحت و صدای واضح، تجربهی سینمایی فوقالعادهای ارائه میدهد. همچنین با سیستم صوتی Dolby و نورپردازی حرفهای، هر فیلمی را به شکل واقعیتری به نمایش میگذارد. برای دوستداران فیلمهای مستقل و جشنوارهای، این سینما گزینهی مناسبی است. اگر میخواهید با دوستانتون در یک فضای دوستانه و آرام، فیلم ببینید، حتماً اینجا رو امتحان کنید.
سینما ساویز در گوهردشت کرج، با وجود اینکه هنوز هم بهعنوان یکی از قدیمیترین سینماهای شهر یاد میشود، اما در سالهای اخیر با نوسازی جزئی و بهروزرسانی سه سالن، جایگاه خود را حفظ کرده است؛ اما خیلیها هنوز هم از صندلیهای قدیمی، شیب کم صندلیها، کیفیت پایین صدا و تصویر، و پارکینگ محدود شکایت میکنند. قیمت بلیطها در مقایسه با تهران گاهی بالا است، ولی سهشنبهها نیمبها میشود که برای خانوادهها و دوستان جذاب باشد. در حالی که برخی کاربران خاطرات شیرین و لحظات خاطرهانگیزی از دیدن فیلمهای کلاسیک در این سینما دارند، دیگران به تنوع محدود فیلمها و عدم بهروزرسانی سیستم صوتی اشاره میکنند. در کل، اگر به دنبال تجربهای ساده و قدیمی در کنار فضای دوستانه هستید، سینما ساویز گزینهای است؛ اما اگر انتظار کیفیت بالا و امکانات مدرن دارید، ممکن است گزینههای دیگری را در نظر بگیرید.
saeed t
یک سال قبل
۵
سینما ساویز تو گوهردشت کرج یه سینمای مدرن و باکلاسه که برای علاقهمندای به فیلم حسابی جذابه. این سینما تو خیابان آزادی، بین فلکه اول و دوم گوهردشت قرار داره و با سه سالن مجهز، فیلمهای روز سینمای ایران رو اکران میکنه. سالنهاش کیفیت صوتی و تصویری خوبی دارن؛ سالن یک با ظرفیت ۲۸۰ نفر حتی برای تئاتر هم مناسبه، سالن دو ۲۶۱ نفر و سالن سه ۷۹ نفر ظرفیت داره. از نظر دسترسی هم خوبه، با مترو (ایستگاه رجاییشهر) یا اتوبوس (ایستگاه سوم داریوش) و تاکسی راحت میشه رفت.
فضای داخلیش تمیز و دلنشینه، بوفه و کافه هم داره که برای یه میانوعده قبل یا بعد فیلم بد نیست. بلیطش ۱۱۰ هزار تومنه، ولی سهشنبهها نیمبهاست که خیلی بهصرفهست. فقط گاهی انتخاب فیلمهاش یه کم محافظهکارانهست و تنوعش میتونست بیشتر باشه. پارکینگ هم داره که تو شلوغی گوهردشت خیلی بهدرد میخوره. در کل، اگه دنبال یه سینمای خوب تو کرج برای تماشای فیلم با خانواده یا دوستاتون هستید، ساویز گزینهست که هم کیفیت داره هم حالوهوای خوبی!
سینما در مکان و جای بسیار مناسبی از شهر قرار گرفته است و مناسب تفریحات شبانه و آخر هفته با دوستان و خانواده، دارای ۳ تا سالن که سالن یک و دو نسبتاً بزرگ و سالن سه بسیار کوچک، صندلی ها تقریباً قدیمی و صدای سینما در سانس های شلوغ به گوش نمیرسد و جمعیت درحال صحبت و همهمه تا گذشت ده دقیقه از شروع فیلم و عدم نظارت روی این موضوع ، ولی در کل هنوزم سینما ساویز خاطره انگیز و دلچسبه برای بچه های کرج به شرط اینکه نواقص مدیریت بشه
یادش بخیر حدود سی سال پیش بود سینما ساویز فیلمِ تاراج رو گذاشته بود یادمه از زمان اولین اکران فیلم تاراج تا ی چیزی حدوده ده سالی این فیلم رو سینماها هرازگاهی نمایش میدادن من بهمراه چهار پنج تا از بچه محلها رفتیم که فیلمش رو ببینیم عصره ی روزه پنج شنبه بود گیشه سینما هم تقریبا پُر بود خلاصه بلیط گرفتیم رفتیم تو سالن سینما جاتون خالی نفری ی ساندویچ هم گرفته بودیم و داشتیم میخوردیم که درب سالن باز شد رفتیم نشستیم رو صندلی ها تقریبا ردیفهای آخر بودیم چراغهای سالن خاموش شد و طبق معمول پیش پرده فیلمها روی پرده نمایان شد و بعدش هم فیلم شروع شد اُونجایی از فیلم که جمشید به فخری میگه بببینم زن تو چه زجری کشیدی یک دفعه یِ گوزی ازم در رفت ، چنان گوزی ازم در رفت که بقول بهمن مفید تو فیلم قیصر تو نمیری به موت قسم خوده جمشید آریا که مشغول بازی کردن بود هم متوجه صداش شد !!! یهو ی صدایی از بالایِ سرمون که ی پنجره ست که ازش نورِ آپارات میتابه به روی پرده بلند شد و گفت زهرِ مار 😳 یکی دیگه از بچه ها اینبار بصورت واقعا وحشت ناک چنان گوزه بلند و کِش داری از خودش در فضا ول داد که آپارتچیه اینبار چراغ های سالن سینما رو روشن کرد و فیلم رو قطع کرد 🥶
و سرش رو از توی همون پنجره آورد بیرون و شروع کرد بَدو بیراه گفتن و سره کنترلچی سینما عربده کشید : ببین کاره کیه پرتش کن از سینما بیرون کنترلچیه هم که ی کچلِ دیلاق بود ردیف به ردیف داشت میگشت بدنبالِ مرتکبین این فاجعه دهشتناک ما هم که از خنده داشتیم منفجر میشدیم 🤣 خودمون رو کنترل میکردیم که لُو نریم خلاصه سرتون رو درد نیارم دوباره چراغهای سالن خاموش شد و بقیه فیلم شروع به نمایش کرد ایندفعه اونجایی از فیلم که جمشید میگه جوون که بودم تو یِ باغ وحش ، رفتم تو بهره یِ شیر 🦁 چنان چنان چنان گوزی از خودم در کردم که کم مونده بود سقف سینما مراد بریزه رو سَرمون 😱 که یهو عین پنج نفرمون از سره صندلی هامون بلند شدیم و بسرعت برق از سالن سینما زدیم بیرون 🏃 کنترلچیه هم اون جلوها داشت برا خودش وول میخورد با دیدن ما که داشتیم در میرفتیم دنبالمون گذاشت 🥴 از سینما که زدیم بیرون دیگه دنبالمون نیومد و بنده خدا وایساده بود جلوی دره سینما و ما هم که رفته بودیم اُون دستِ بوتیکها براش صوت بُلبُلی و دست میزدیم که اگه میتونی بیا ما رو بگیر 🤣💪🙆
😪 هِی روزگار الان سی دو سه ساله که از اُون روزه پُر خاطره میگذره ، یادش بخیر😔😔😭😭😫😫