کافه سپیدگاه، کافهای در تهران، در منطقه 6 و نزدیک به خیابان خردمند جنونبی، جایگاه خوبی برای استراحت و گفتوگو دارد. اینجا برای دانشجویان، کارمندان و گردشگران که دنبال یک جای دلباز و خوشبرخورد هستند، مناسب است. کافهها در ایران بهعنوان نقاط تجمع اجتماعی شناخته میشوند و در تهران بهخصوص در مناطق شلوغ مثل منطقه 6، جایگاه ویژهای دارند. همچنین، این کافه با دکوراسیون ساده و نورپردازی ملایم، فضایی آرام و دلنشین برای مطالعه یا کار کردن فراهم میکند. اگر میخواهید از فضاهای آرامشبخش بهرهمند شوید، میتوانید در ساعات کمجمعیتتر به این کافه سر بزنید. بهجای اینکه فقط در اینجا بنشینید، میتوانید با دوستانتان وقت خوبی بگذرانید.
اطلاعات تماس و آدرس
Tehran, Tehran Province, Tehran, District 6, خردمند جنونبی نبش ملکیان, S Kheradmand St, پ56, ایران
من برای نهار عجله داشتم خودشون دو تا ساندویچ هات داگ و ژامبون تنوری پیشنهاد دادن. دقیقا همون 7 دقیقه ارائه شد. واقعا مزه عالی مثل قدیما داشت. یه قهوه اسپرسو هم سفارش دادم که واقعا با کیفیت عالی و عطر و طعم بی نظیری بود.بهشون تبریک میگم. انشالله فضای بزرگتری رو بتونن داشته باشن.
این کافه در ابتدای خیابان خردمند جنوبی در کنار کباب گلپایگانی قرار گرفته است. در دو طبقه سرویس می دهد. طبقه همکف یا اول فضای زیادی برای نشستن ندارد. معمولا همه از طبقه بالا استفاده می کنند که از طریق راه پله از داخل، هدایت می شود.سیگار کشیدن در این مکان آزاد هست که اگر با دود سیگار موافق نباشید ممکن است اذیت شوید. کارکنان بسیار مودب و باحوصله هستند. بخاطر نم باران و فضای خوب شب درخواست کردیم که یه میز و دو صندلی بیرون و جلوی بگذارند که بلافاصله انجام دادند.
کیفیت غذا متوسط و قیمتها به نسبت این محدوده خوب بود.سفارش ما پیتزا و بستنی بود، از نوشیدنی ها تست نکردیم و نظری ندارم.
در طبقه دوم در زیر شیشه میزها هر کسی که دوست دارد نوشته ای یا مطلبی را می نویسد و زیر شیشه به یادگاری می گذارد. زیر شیشه پر از تکه کاغذها و مطالب هست. که تا زمان حاضر شدن سفارش می توانید بخوانید.
کافه سپیدگاه یه کافه جمع و جوره که تو دو طبقه با میزهای چوبی کوچک که راحت هم هستن نسبتا واقع شده! خیلی ظاهر کافه و حتی سفارشتون ممکنه هیجان انگیز نباشه ولی کمتر پیش میاد نا امید کننده باشه، قیمتاش مناسبه به نسبت و برای میل کردن غذا و میان وعده هم گزینه مناسبیه. خیلی ندیدم پر از آدم و شلوغ باشه و سیگار کشیدن هم آزاده!
+ میزهای کوچیک و خوبی داشت. از این که تنهایی روش بشینم معذب نبودم.
+ از دمنوشش راضی بودم.
- - موسیقیاش رو اصلا دوست نداشتم. مجبور شدم هدفون بذارم تو گوشم.
- سیگار آزاد بود.
** یه آقایی (بالای 50) با یه خانمی اونجا بودن (مشتری بودن). آقاهه بلند بلند صحبت میکرد. خانم رفت دستشویی، آقاهه صد بار در دستشویی رو زد، دویست بار بین میزها قدم زد. چند دقیقه بعد هم گیر داد به هواکش و مجبور کرد که پنجره رو باز کنن (توی غروبِ یه روز از بهمن ماه). دونفری هم که زیر پنجره نشسته بودن (فکر کنم اعصابشون خرد شد) رفتن. خلاصه همه رو سرویس کرد. من که وسطاش اعصابم خرد شد میخواستم برم بیرون، چون سرد بود نرفتم. فقط یه طوری نشستم که نبینمش.