بیمارستان شفا ساری، یکی از مراکز درمانی برتر در ساری، استان مازندران، همیشه در خدمت بیماران خود است. این بیمارستان با تیم پزشکی متخصص و امکانات پیشرفته، برای ساکنان شهر و اطرافش، گزینهی اولی است که میتوانید به آن مراجعه کنید. اگر در منطقهی H3CJ+WCP یا نزدیک به آن هستید، حتماً به این مرکز مراجعه کنید؛ محیطی گرم و دوستانه در انتظار شماست. یادآوری ساده: قبل از مراجعه، حتماً وقت ملاقات بگیرید تا انتظار طولانی نداشته باشید.
یکی از بهترین بیمارستان های حال حاضر و موجود در شهرستان ساری و حومه می باشد ..
اگر چه که بیمارستان خصوصی هست و یک مقدار هزینه هایش بالاست، ولی کیفیت رسیدگی به بیماران، تمیزی و بهداشت عمومی ، پزشکان متبحر و سرشناس، ..
اینها همه مزیت های این بیمارستان است.
البته اگر بیمه تکمیلی داشته باشید، هزینه هایش رو جبران میکنه.
رفتار بسیار زشت و بی ادبانه بخش پذیرش تمام بخش دیگه رو زیر سوال برده... چند سال پیش ازین بیمارستان استفاده کرده بودم عالی بود ولی الان چنتا آدم تازه به دوران رسیده مسئول شده ک هیچ ادب و احترامی ندارن
24 سالمه و مجردم. دو هفته پیش برای عمل باز شکم برای کیست تخمدان به بیمارستان شفا ساری رفتم کلی استرس داشتم چون دکترم گفته بود ممکنه کیست بدخیم باشه و یکی از تخمدان ها برداشته بشه در صورتی که من نه پریود دردناکی داشتم نه علائمی و توی چکاپ سالانه م متوجه کیست شدم. هزینه بیمارستان 18 میلیون هزینه دکتر 15 میلیون و همچنین متصدی بیمارستان به ما گفت که اگه دخترتون اتاق خصوصی میخواد و نمیخواد با بیماران عفونی توی یک اتاق نباشه باید شبی 4 میلیون بیشتر بدید. با اینکه اتاق خصوصی بود ولی هیچ امکاناتی نداشت و تنها ویژگیش این بود که یک تخت فقط تو اتاق بود. زمانی هم که مامانم از نیروی خدماتی خواست که اتاقو تمیز کنن گفتن اتاق تمیزه گفتیم سرویس بهداشتی خیلی کثیفه و ممکنه بیمار قبلی بیماری داشته باشه فقط رفت داخل سرویس و سیفون کشید و رفت. زمانی که اتاق عمل رفتم پر از استرس بودم ولی کارمندانی اتاق عمل رفتار خیلی سردی داشتن. همشون سر بر میگردوندن و نگاهم میکردن ولی نه سلامی می کردن نه صحبتی به حرف زدن با خودشون و بلند خندیدن ادامه میدادن. حدود نیم ساعت منتظر موندم تا یه خانمی اومد بهم گفت که برم داخل اتاق عمل. وقتی وارد شدم پر از استرس بودم فکر میکردم پرسنل اتاق عمل باهام صحبت میکنند و آرومم میکنند ولی فقط بدون هیچ سلامی گفتن باید شلوارتو در بیاری. تا شلوارمو در آوردم یکشون با حالت خنده گفت والای چقدر باهات لاغره 😶 نمیدونم پیش خودش چه فکری میکرد یک ملافه با لکه های بزرگ خون خشک شده روی تخت کشیدن و با حالت دستوری گفتن دراز بکش. باز دوباره شروع کردن با هم دیگه حرف زدن و بلند خندیدن تا اینکه یه آقایی که انگار دکتر بیهوشی بود وارد شد اونم بدون اینکه اصلا ارتباطی با من بگیره شروع کرد با پرسنل اتاق عمل خوش و بش کردن. با اینکه بیماری من توی حوزه زنانگی بود و پرسنل مرد نباید زیاد باشن یه آقای دیگه وارد اتاق شد و اعلام کرد با اینکه شیفتش تموم شده میخواد داخل اتاق عمل بمونه😶 به یکی از پرسنل خانم گفتم چرا این آقا باید اینجا بمونه اونم با صدای بلند و تمسخر آمیز جواب داد نگران نباش تا بیهوشت نکردیم لختت نمیکنیم بعد زدن همه زیر خنده ولی وقتی متوجه شدن که من اصلا نمیخندم خودشونو جمع کردن. وقتی دکتر اومد همشون ساکت شدن انگار تا همین دو دقیقه پیش با هم حرف نمیزند .فکر میکردم وقتی بیهوش بشم دیگه از دستشون خلاص میشم ولی صدای یکی از پرسنل به قدری بلند بود که من در حالت بیهوشی هم تمام خاطرات سفرش که داشت تعریف میکرد برای دکترو شنیدم. عمل که تموم شد به جای اتاق ریکاوری تختمو گذاشته بودن توی راهرو محلی که مرتب توش رفت آمد بود. زمانی هم که منو بردن توی اتاقم پرستار اجازه نداد که مامانم لباسامو عوض کنه و خودش با خشن ترین حالت ممکن این کارو انجام داد که باعث شد دردم دو برابر بشه . هم درن داشتم هم سوند. سر تعویض شیفت هفت هشتا پرستار با هم وارد اتاق میشدند و بدون اینکه یک کلمه ازم بپرسن درد داشتم یا نه ملافحه رو جلوی همه کنار میزدن و جای سوندو نگاه میکردم میرفتن. زمانی هم که خواستم ترخیص بشم بیمارستان بهمون گفت اتاق خصوصی شبی 8 میلیون هست نه چهار میلیون. بهشون گفتیم همکاران اون روز به ما گفت 4 تومنه ولی زیر بار نرفتن . خود دکتر گفته بود هزینه عمل با دست مزد خودش و بیمارستان 30 تومان میشه ولی 55 میلیون شد در آخر. این هم بماند که من اصلا نیازی به عمل باز نداشتم و یک کیست ساده بود که با لاپاراسکوپی یا دارو هم حل میشد و فقط به خاطر تفسیر اشتباه دکتر سونوگرافی این تجربه ی تلخو پیدا کردم . الان که تراپی میرم کمی بهتر شدم ولی دیگه دلم نمیخواد از کنار اون بیمارستان حتی رد بشم
تجربه ما برای زایمان همسرم در این بیمارستان بوده است.
امیدوارم نکاتی که می نویسم مورد توجه بیمارستان قرار بگیرد و موجب بهبود تجربه مریضان بعدی و همینطور بهبود فرایند های بیمارستان شود.
اولا که تجربه کلی ما از بیمارستان مناسب بود و با توجه به تجربه ی دیگری که در ساری در بیمارستان دیگر داشتیم حتما شفا را برای زایمان توصیه می کنم.
مواردی که تاثیر بلند مدت داشتند از جمله رسیدگی در زمان زایمان، توجه به نوزاد و مادر بعد از زایمان و تعداد و توجه پرستاران کاملا راضی کننده بود.
اما مسائلی هم بود که واقعا جای بهبود دارد..!
۱. هنگام ورود به بیمارستان با وجود توضیح شرایط بیمار که درد زایمان دارد، نگهبان به هیچ وجه اجازه پارک ماشین برای دقایقی را نداد و مجبور شدم خانمم را با درد تنها بگذارم که خودش با درد به زایشگاه به طبقه دوم مراجعه کند (حالا اینکه چرا زایشگاه باید طبقه دوم باشد بماند)، و خودم به بیرون بیمارستان برای پارک ماشین بروم!
این فرایند باید از قبل به درستی طراحی شده باشد تا منجر به جر و بحث بی حاصل بین بیمار و نگهبان نشود. درک می کنم که نگهبان هم دغدغه های خود را دارد. اما باید راه حلی طراحی شود که از قبل جر و بحث بیمار و نگهبان در آن وجود نداشته باشد و به سرعت و با توجه به طراحی و آموزش قبلی موضوع حل شود!
مثلا من حاضر بودم سوییچ ماشین یا هر مدرک هویتی را به نگهبان بدهم که اجازه دهد پنج دقیقه ماشین را پارک کنم (با توجه به اینکه جای پارک هم فراوان بود).
مدیریت بیمارستان باید توجه داشته باشد که بیمار ممکن است اولین بار باشد که به شفا مراجعه می کند، و اصلا با فرایند پذیرش زایمان و مکان زایشگاه آشنا نباشد و با توجه به استرس و شرایط زمان مراجعه نباید نیاز به این جر و بجث با نگهبان وجود داشته باشد
۲. زمان مراجعه به قسمت پذیرش بعد از گفتن سلام وقت بخیر فقط با نگاه سرد خانم مسئول پذیرش مواجه شدم! انگار شاکی بودند که چراوقتشان را گرفته ام و می خواستند زودتر از دستم خلاص شوند! خوب است پرسنل در این زمینه آموزش ببینند. هر چه اولین برخورد با مراجعه کننده بهتر باشد، امکان چالش با قسمت های دیگر در بیمارستان کمتر می شود!
۳. در زمان ترخیص و برای گرفتن گواهی ولادت، مسئول جانشین این کار گفتند حتما شناسنامه پدر و مادر هم علاوه برکارت ملی باید باشد. در جواب اینکه راهی ندارد با کارت ملی کار انجام شود پاسخ طلبکارانه ای به من دادند. من مجبور شدم روز اول تولد بچه مسافت طولانی به منزل بروم و برگردم که شناسنامه ها را بیاورم و علاوه بر هدر رفت وقت، خستگی بی دلیلی را هم در این روز پر فشار متحمل شوم. انتظار داشتم مسئول محترم برای عدم ناهماهنگی بیمارستان که از قبل به من نگفته بودند برای گرفتن گواهی ولادت شناسنامه ها هم نیاز است از من عذرخواهی کند. نه اینکه مرا بابت چیزی که احتمالا خودش فکر می کرد بدیهی است بازخواست کند.
۴. مسئله مشابهی باز با نگهبان دم در پیش آمد که زمان ترخیص وقتی با ماشین برای بردن بیمار مراجعه کردم گفتد باید برگه ترخیص همراهم و پشت شیشه ماشین باشد! حرفی نیست! ولی خب از قبل اطلاع دهید! مراجعه کننده ازکجا باید بداند؟ من همه مدارک را پیش بیمار و همراه بیمار گذاشته بودم!
کلا نکات ریزی بودند که بعضا می توانستند تاثیرات بزرگی داشته باشند و می شود با فکر کردن از قبل برای آنها راه حل از قبل آماده شده ای داشت که تجربه فوق العاده ای برای بیمار رقم بخورد.
مثلا اینکه بیمارستان حوله و لباس نوزاد و پوشک را تهیه کرده و همراه را بیهوده دنبال اقلام ریز نمی فرستد عالی است! اما خب همچنان این کار برای بعضی چیزها انجام می شود که واقعا با تهیه کردن آنها از قبل، و اضافه کردن آن هزینه به مخارج بیمارستان از رفت و آمد بیهوده جلوگیری می شود.
همینطور با طراحی یک دیسیپلین مناسب، و با ارايه برگه ای که کل فرایند از زمان پذیرش تا ترخیص را برای بیمار توضیح می دهد و جزئیات و مدارک مورد نیاز و غیره را شرح می دهد (و یا نصب آن بر دیوارهای بیمارستان) می شود از انتظارهای بیهوده نسبت به دانستن فرایند ها جلوگیری کرد و مانع از اعصاب خردی های بیهوده هم از پرسنل و هم از مراجعین بود.
امیدوارم بیان این نکات برای بهبود بیمارستان موثر واقع شود و همینطور از پرستارانی که واقعا در نگهداری و توجه و رسیدگی به مادر و نوزاد کم نگذاشتند تشکر می کنم.