Alee Ahmidi
یک سال قبل
کآرامگاه سلطان اسهاک اگر به زیارتگاه سلطان اسهاک رفتید حتما به زیارتگاه داوود کوسوار هم که در نزدیکی آن است سر بزنید سلطان اسهاک، بنیانگذار مسلک یارسان( اهل حق) که نامش به صورتهای سلطان سحاک، صحاک و سهاک نیز ثبت شده است. او در روستای برزنجه در حلبچه عراق به دنیا آمد. پس از مدتی تحصیل در نظامیه بغداد و دمشق به زادگاهش برگشت و به تبلیغ صوفیگری پرداخت. با وجود مخالفتهای شدید خانوادهاش، چهار تن به او پیوستند و به تبلیغ آیین او پرداختند اهل حق، اعتقادی تام به سلطان اسحاق دارند. به باور آنان، اولین تجلی کامل ذات خدا علی(ع) و دومین، سلطان اسحاق است. آنان گاه اسحاق را دون یا مظهر علی(ع) و گاه با او برابر دانستهاند. گویند سلطان اسحاق و چهار تن، برای نجات جان خویش سه روز را در غاری به سر بردند و پس از آن اهل حق این سه روز را روزه (روزه غار) میگیرند. آنان، پس از آزادی از غار به اورامان کردستان رفتند. در آنجا بود که سلطان اسحاق پِردیوَر را بنا و ادعای مظهریت حق کرد. هفت خاندان، از خاندانهای اهل حق در زمان سلطان اسحاق و به امر او پدید آمدهاند.[۱] او در روستای شیخان از دنیا رفت و در همانجا دفن شد. برخی، بیصدا بودن رودخانه خروشان سیروان هنگام گذر از کنار آرامگاه او را از کراماتش میدانن مهمترین شخصیت در فرقه اهل حق سلطان اسحاق برزنجهای است که در میان سرسپردگان به این فرقه در تاریخ تولد و وفات سلطان اسحاق اختلافنظر وجود دارد. سلطان اسحاق که در خانوادهای پیرو مذهب اهل سنت با گرایش به تصوف به دنیا آمده بود بعد از مرگ پدر از کردستان عراق به کردستان ایران مهاجرت نمود و قوانینی را در اهل حق وضع نموده است که تا امروز اهل حق به آن پایبند هستند بر اساس اعتقاد پیروان آئین اهل حق و تمامی نویسندگان و محققان در این حوزه، "سلطان اسحاق برزنجهای" با تلفظهای کُردی "سَهاک– سحاک"و "صَهاک– صحاک" ملقب به "صاحب کرم" مهمترین شخصیت در پایهگذاری، رهبری و توسعه مسلک اهل حق، بوده است. در اندیشه اهل حق، سلطان اسحاق جایگاه ویژهای دارد بهگونهای که باردارشدن مادر وی و تولدش اعجاز آمیز است. مقام مظهریت یافت و قوانین وی مورد قبول تمامی اهل حق است. پدر سلطان اسحاق "شیخ عیسی برزنجه ای" فرزند "بابا علی همدانی" و مادرش "خاتون دایرک" نام دارد.[1] در این مجال به بررسی، پیشینه خانوادگی، سیر تطور زندگی و اقدامات سلطان اسحاق خواهیم پرداخت نحوه تولد سلطان اسحاق در برخی از منابع آمده است: چند تن از دراویش به نامهای "بنیامین از شاهوی کردستان، داود از خراسان و پیر موسی از ده نیابه" به انگیزه نوید وجود سلطان بهطرف کردستان عزم سفر کردند و وارد منزل "شیخ عیسی بزرنجهای" که پیرمرد فقیری بود، شدند و از وی درخواست ازدواج دختر "حسین بیگ جَلد" رئیس قبیله، به نام "دایراک"نمودند. شیخ عیسی با اصرار فراوان به خواستگاری رفت و بعد از کشمکشهای زیاد و نشان دادن کرامات مکرر، این ازدواج صورت گرفت. پس از مدتی شهبازی به زمین آمد و به خانه شیخ عیسی رسید و به دهان دایراک رفت و از راه دهان، سلطان اسحاق به وجود آمد مهاجرت سلطان اسحاق از بزرنجه عراق به پردیور ایران سلطان اسحاق بعد از وفات پدر، به علت اختلافی که با برادران ناتنی خویش به نامهای "قادر، خدر و سلامت" پیدا کرد، با تعدادی از یاران خود به نامهای پیر موسی، بنیامین، داود، مصطفی و مادر خود از روستای " بَرزَنجه " مهاجرت کرد و بهسوی روستای "شیخان"- در فاصله 40 کیلومتری شهرستان پاوه در استان کرمانشاه- در منطقه "اورامانات" که بعدها به "پِردیور" مشهور شد، مهاجرت نمود و تا پایان عمر در همانجا ماند و به تجدید و تدوین قوانین آئین اهل حق پرداخت. [15] قانونگذاری و اقدامات سلطان اسحاق سلطان اسحاق بعد از مهاجرت به ایران، آئین یارستان را تجدید و قوانین و اقداماتی را وضع نمود که تاکنون اهل حق به آن پایبند هستند و شرط بودن در آئین یارستان را عمل به آنها میدانند. که میتوان آنها را در امور ذیل بیان نمود 1-دستور به گرفتن روزه "مَرنو" و "قَولطاس" به یاران خود. 2-بَنای خاندانهای اهل حق 3-دستور مراسم سرسپردگی (جوز سر شکستن) به یکی از خاندانها 4-انعقاد "جم" و تأسیس "جم خانه" 5-تعیین وظایف پیر و دلیل 6-دستور پرداخت نذرها و نیازها مکان دفن سلطان اسحاق خاندانهای اهل حق باوجود اختلافنظر در مورد سال تولد و وفات سلطان اسحاق، در مورد مکان دفن وی اتفاقنظر دارند. او در روستای "شیخان" از توابع شهر"نوسود" در شهرستان "پاوه" استان کرمانشاه، که به " پِردیور" به معنای آنسوی پل مشهور است، مدفون است.