Sadaf Sadsad
یک سال قبل
خواب دیدم عروسیمه ولی بهم میخوره دنبال کشتنمن بعد یکدفعه یکی سعی میکنه بکشتم باهاش درگیر میشم چندین بار تیر میزنه بهم نمیخوره بعد پلیس میاد من فرار میکنم و میخوام برگردم به داخل لباس و مو و ارایشم همش خراب شده بود اصلا هم نمیتونستم دوماد رو ببینم ولی انگار خیلی ادم مهمی بود خرش برو داشت خیلی احترام میذاشتن بهش