um um1345
۶ سال قبل
اولین خاطره ای که از این درمانگاه دارم بر میگردد به دهه پنجاه خورشیدی وقتی که خیلی کوچک بودم بسیار بیمار بودم و پسر دایی ام مرا بغل کرده بود به همراه مادر م به این درمانگاه آوردند پسر دایی ام یک پیراهن نو خریده و پوشیده بود و من متاسفانه بدلیل حالت تهوع پیراهن تازه و نو او را خراب کردم