ایران از نگاه یک دختر گرجی آلمانی
Introducción: Esta ponencia retoma algunas reflexiones en el marco del proyecto de investigación denominado Trabajo Social: indagaciones sobre las perspectivas teóricas presentes …
Introducción: Esta ponencia retoma algunas reflexiones en el marco del proyecto de investigación denominado Trabajo Social: indagaciones sobre las perspectivas teóricas presentes …
… در ضمن، کاربرد دو رنگ سیاه و سفید در مطلع میتواند با بخشی از میانۀ داستان که در آن به موضوع نژادپرستی و رنگینپوستی انسانها اشاره شده، تناسب و هماهنگی داشته باشد: «یک شب توی هتل …
… در ضمن، کاربرد دو رنگ سیاه و سفید در مطلع میتواند با بخشی از میانۀ داستان که در آن به موضوع نژادپرستی و رنگینپوستی انسانها اشاره شده، تناسب و هماهنگی داشته باشد: «یک شب توی هتل …
… غذای مسافرانِ درجة سوم، خوب نبود؛ بهطوریکه یکی از همسفران ـ سید ارتضا حسن ـ نانِ تُست و تخممرغ از هتل کشتی میخرید. پولِ غذای کشتی، جلوتر پرداخت شده بود و مسافران، چه غذا بخورند و چه …
Feriba Vafi is a hard working novelist of our time. Her first novel was ‘My bird’ has been worried to alleviate the plight of women in the society. In her last novel by the name of ‘bad az …
… مگر خودش نمیگفت این زور بازو را برای حفظ دختر خویش لازم دارد؟ حالا که از حفظ او هم مأیوس شده است آیا نمیتواند از آن صرف نظر کند؟ اهقلی از قوه ی حیوتی خود هم صرف نظر کرد و دیگر برای گنجه …
… لذا یافتن روشی جایگزین جهت مقابله با بیماریها امری ضروری به نظر میرسد. در این راستا ژنهای مسئول مقاومت در گیاهان نسبت به عوامل بیماریزا ، منابع ژنتیکی با ارزشی هستند که میتوان از …
… قرار شد در شیوه برخورد با شما تجدید نظر کند. … مسجد پشت حرم حضرت رسول و اندکی بالاتر از هتل دَلّه است. دو رکعت نماز خواندیم. معین روحانی کاروان گفت: در همین مسجد بود که نصارای نجران با …
… امروزه مفهوم فضاها و مکانهای شهری هم از نظر طبیعی و کالبدی و هم از نظر اقتصادی- اجتماعی تغییر کیفی یافته و ابعاد برنامهریزی کاربری زمین و ساماندهی مکان را بسیار متنوع و غنی ساخته است. …
پیکان شیرى رنگ که از روبه رو مى آمد با ترمزى کشدار جلوى او توقف کرد. پیرمرد و راننده بر سر کرایه شروع به چانه زنى نمودند اما لحظاتى بعد پیرمرد درِ جلو را باز کرده و خودش را روى صندلى …