مزارات چرنداب تبریز
… ، خواهرزاده صیرفی است که استاد را درنگارش کتیبه های مسجد استاد شاگرد تبریز،یاری رسانده واز این روی نام مسجد نیزملهم از رابطة این استاد و شاگرد، به «استاد شاگرد» موسوم گشته است. …
… ، خواهرزاده صیرفی است که استاد را درنگارش کتیبه های مسجد استاد شاگرد تبریز،یاری رسانده واز این روی نام مسجد نیزملهم از رابطة این استاد و شاگرد، به «استاد شاگرد» موسوم گشته است. …
معروف بزرگتر از هر سومجد الدین مبارک است کتاب نها یه از متصنیفات اوست پس از وی، بوا حسین ایده ها است کامل التواریخ از مولفات اوست پس ابو الفتح ضیاء الدین نصر اقعد است که مثل …
… حضرت فرمود: او را نمیکشند و غذا و آبش نمیدهند. با او داد و ستد نمیکنند و پناهش نمیدهند، تا از حرم بیرون آید، آنگاه حدّ بر او جاری میشود. گفتم: درباره مردی که در حرم مرتکب قتل و دزدی شود، چه …
… خاقانی * ني او را عيب و ني ترا ادب است می نه بینی که سوره اخلاص * زیر تبت يدا ابي لهب است و میر سید نعمت رسولی که مذکور شد قطعه گفته در جوامع و صوامع شهرت داد و خبثها انرا در مسجد و …
نسخهای از سفرنامه منظوم ذیل، که به نظر میرسد نسخه منحصر است، در کتابخانه میرزا محمد کاظمینی در یزد موجود است. این نسخه به شماره 531 در دفتر اول فهرست این کتابخانه معرفی شده است. این …
… پس از زیارت اذن مرخصی حاصل نموده به خانه مراجعت کرده، عیال کلیددار که نواده شاهزاده محمدولی میرزا (1) است دیدن نموده، ناهار خورده، چهار ساعت به غروب مانده سوار شده به مسجد کوفه رفتیم. شاهزاده عمه …
اما که خطالر ايدن اصحاب شقاوت میدان ندامتده قالور ابكم و ملزم هر شیکه او اور یازده ساحه تكوين مخلو قدر اول ذاتكه يوق ثانى و توأم آنیده کاور صحن وجوده نه ديلوسك ير فاعل مختار ايدوكك امر مسلم ذا …
… بردار که بو پارانه این روضه کشیده آبش ازچشم سارا باران تاریخ انبار است اگه این مقدار و انسان … در میانه عرب انگشت ما بود یکبار مدینه رفت در مسجد رسول صلی اله علیه واله وسلم یاد نمی کرد …
Travel notebooks have existed almost ever since writing was invented. Two travel narratives with high dramatic and literary value from classical antiquity are Homer’s Odyssey and Virgil’…
… دربارة علت خواندن صوفيان بدين نام، گروهي گفتهاند: تصوف منسوب به اهل صفه است كه جماعتي از فقيران مسلمان صدر اسلام بودند و در صفة مسجد پيغمبر سكونت داشتند و از صدقات روزي ميخوردند.…