دختران نسل انقلاب، تصورات، انتظارات
… به نظر من اصول اسلامى را در قم خیلى پررنگ نشان دادهاند، به طورى که جوانان را دلزده کرده است و بعضى به اجبار بعضى از مسائل را انجام مىدهند. در شهرهاى دیگر هم اصول ارزشى را خیلى کمرنگ ارائه …
… به نظر من اصول اسلامى را در قم خیلى پررنگ نشان دادهاند، به طورى که جوانان را دلزده کرده است و بعضى به اجبار بعضى از مسائل را انجام مىدهند. در شهرهاى دیگر هم اصول ارزشى را خیلى کمرنگ ارائه …
… سعى کرد از زیر دستش فرار کند, اما مادر او را محکم گرفت و موهایش را بافت. وقتى دو گیس بلند از دو طرف سرش بافته شد از او جدا شد و به طرف ایوان دوید. مادر کند و سنگین به دنبالش دوید, صداى …
… این چه معجزهای بود که تمام زندگی او را به یک باره عوض کرده بود؟ یک کالسکهی مجلل با چرخهای لاستیکی و اسبهایی که در حال فرار بودند چپ شد. کالسکهچی افتاده بود به خیابان و سرش از وسط …
… ناشى گرى او در توجه و ابراز محبت در یکى از کلاسها, سبب مى شود تا پسر یازده ساله اى او را مادر خود بداند و این تصور در او به شکل باور مى شود تا اینکه از کانون فرار مى کند و به خانه مینا مى رود. …
… شبى وقتى فرشته به خانه اش بازمى گردد, مى بیند پاسدارها به آنجا آمده اند و دنبال او مى گردند; لذا فرار کرده و در منزل دوستانش مخفى مى شود تا اینکه آنها را نیز یکى یکى دستگیر مى کنند. …
… حاجآقا گفت: دیگر باید برویم قم. مادر گفت: بعد از عمرى آمدم دیدن فامیل. نیامده بروم. … به قم که رسیدند ساواکىها در خانه بودند. مثل دفعههاى قبل. کتابهاى حاجآقا روى زمین ولو شده بود. …
… مردم خمین درمجالس روضه، وقتى خان قلعه وارد مىشد، باید از اتاق بیرون بروند. چون در مقابل خان نمى… پس از دستگیرى اعضاى حزب توده درجریان کودتاى سال 1361ش، به شوروى فرار کرد واز آن جا به …
World atlas primarily of Asia, with text by Katip Cʹelebi, a famous Ottoman traveler and geographer. From the Indiana University website," From Pen to Printing Press: Ten Centuries of …
… مغرور و مغموم یاسمن بر در و دیوار خانه اشرافیش شروع مى شود و درست هنگامى که فرصت مى یابد تا چهره واقعى یاسمن را نیز به خون بکشد و او را به قتل برساند, وکیل پیدایش مى شود و صادق فرار …
از آن زمان که به یاد دارم، همین طور زندگى مى کردم. هیچ محدودیتى در زندگى ام نبود. نه پدرم نه مادرم و نه هیچ کدام از اطرافیانم. همه ما یاد گرفته بودیم راحت زندگى کنیم، بدون هیچ قید و بندى. بارها دیده …