معنی رشک | لغت نامه دهخدا
رشک . [ رَ ] (اِ)حسد و رقابت و حسادت . (ناظم الاطباء). حسد. (از برهان ) (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ). حسد. (از لغت فرس اسدی ).
رشک . [ رَ ] (اِ)حسد و رقابت و حسادت . (ناظم الاطباء). حسد. (از برهان ) (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ). حسد. (از لغت فرس اسدی ).
رشک . [ رِ ] (اِخ ) لقب یزیدبن ابویزید است . از کثرت غیرت و تعصب ، این کلمه ٔ عربی را به ارشک فارسی عوض کرده.
یک نغمه گک هندی بسیار عالی میری رشکی کمر به درخواست شما دوستان Meri Rashke Kamar -- Afghanistan kiebord Haamraz saz .
Photo by درمان شپش|رفع قطعی شپش|پاکسازی رشک و شپش on April 05.
See also: ڕشک. Contents. 1 Persian. 1.1 Etymology 1. 1.1.1 Pronunciation; 1.1.2 Noun. 1.1.2.1 Derived terms. 1.2 Etymology 2.
This content isn't available. میری رشکی کمر.
تشریح نگارش (هوش مصنوعی). کلمه "رشک" در زبان فارسی به معنای حسادت و غبطه به کار میرود. در نگارش و استفاده از این کلمه، چند نکته مهم وجود دارد:.
26 فرهنگ. همهدیکشنریمترادفطیفیآزاد. +. همهدقیقمشابهآوامتنآغازقافیه. رشک. /reshk/. گویش مازنی. تخم شپش. خرید اشتراکافزودن واژه · افزونه مرورگر ...
[ رَ ] (ع مص) تیر انداختن و جز آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تیرباران کردن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر اللغهٔ زوزنی). انداختن تیر را.
رَشْکی کے اردو معانی. Roman; Urdu. صفت. رشک کرنے والا. Urdu meaning of rashkii. Roman; Urdu. rashak karne vaala. खोजे गए शब्द से संबंधित ...