معنی رج
رج ; معنی. رده؛ رسته؛ صف؛ قطار. ; مترادف. ۱. خط، رده، ردیف، صف ۲. بند، رسن، ریسمان ; دیکشنری. file, layer, line, rank, row, series, train ...
رج ; معنی. رده؛ رسته؛ صف؛ قطار. ; مترادف. ۱. خط، رده، ردیف، صف ۲. بند، رسن، ریسمان ; دیکشنری. file, layer, line, rank, row, series, train ...
معنی و کاربرد: کلمه «رج» به معنی بازگشت یا بازگرداندن است و در برخی زمینههای خاص ممکن است به معنای فصاحتی از «رجب» نیز بهکار رود، هرچند این معنا بیشتر در متون ...
پادکست چاپار - بخش ۱۰، فرگرد هفتم. یازدهم آذرماه ۲۵۸۴ شاهنشاهی روز سروش از سال ۳۷۶۳ زرتشتی «خوف و رجا» اصطلاحی اسلامی است که در چارچوب ...
رج. /raj/. فرهنگ فارسی عمید / قربانزاده. رده؛ رسته؛ صف؛ قطار. خرید اشتراکافزودن واژه · افزونه مرورگر ...
ساعت ۸:۳۰ تا ۱۱ صبح: فروش غیرحضوری/اینترنتی (سايت رجا و ساير سايتها و اپليكيشنهای مجاز) ساعت ۱۱ تا ۱۳:۳۰ ظهر: فروش حضوری (مراکز مجاز فروش ...
رجا ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره کند: رجا (صوفیه) · راهآهن جمهوری اسلامی ایران - شرکت حمل و نقل ریلی رجا. Disambiguation icon.
26 فرهنگ. همهدیکشنریمترادفطیفیآزاد. +. همهدقیقمشابهآوامتنآغازقافیه. رج. واژهنامه آزاد. raj؛ سطر. خرید اشتراکافزودن واژه · افزونه مرورگر · تماس · درباره.
( رجاة ) رجاة. [ رَ ] ( ع مص ) مصدر بمعنی رجو. ( از ناظم الاطباء ). امیدوار بودن. || ترسیدن. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به رجو و رجا و رجاء شود.
رج . [ رَج ج ] (ع مص ) جنبانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (مصادراللغة زوزنی ) (دهار) (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان ترتیب عادل بن علی )