معنی لرد | لغت نامه دهخدا
لرد. [ ل َ ] (اِ) خارج . بیرون . مقابل درون . مقابل داخل . || میدان و صحرا. (آنندراج ). میدان اسب دوانی .
لرد. [ ل َ ] (اِ) خارج . بیرون . مقابل درون . مقابل داخل . || میدان و صحرا. (آنندراج ). میدان اسب دوانی .
لرد. (لُ) [ انگ. ] (اِ.) عنوانی است اشرافی که در انگلستان به نجبا و بزرگ زادگان میدهند. → عبارت قبل · عبارت بعد ←. © 2026 لغتنامه فارسی آموزی. پیمایش به بالا.
صاحب ، خداوند ، ارباب ، خداوندگار ، فرمانروا ، لرد ، شاهزاده ، مالک ، ملا ک ، حکمروایی کردن ، مانند لرد رفتار کردن ، عنوان لردی دادن به ، حکمروائی کردن ...
لرد. [ ل ِ ] (اِ) دُردی . لای . خرّه . لِرت . عکر. - لرد سرکه یا لرد آب لیمو ؛ دُردی آنها. خرید اشتراکافزودن واژه · افزونه مرورگر ...
معنی: ارباب، سید، خداوند، مالک، خدیو، لرد، صاحب، شاهزاده، حکمروایی کردن، مانند لرد رفتار کردن، عنوان لردی دادن به. معانی دیگر: سرور، فرمانروا، فرمانفرما، ...