معنی یساول - لغتنامه دهخدا
کلمه «یساول» به معنای «چگونه» یا «چطور» در زبان فارسی به کار میرود و در متون رسمی و غیررسمی مورد استفاده قرار میگیرد. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعد ...
کلمه «یساول» به معنای «چگونه» یا «چطور» در زبان فارسی به کار میرود و در متون رسمی و غیررسمی مورد استفاده قرار میگیرد. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعد ...
یساول باشی. [ ی َ وُ ] ( ترکی ، اِ مرکب ) مرکب از یساول + باشی ( = مهتر و رئیس ). مهتر یساولان. رجوع به یساول شود. یساول باشی.
یساول . [ ی َ وُ ] (ترکی ، اِ) یساور. سواری که ملازم امرا و رجال بزرگ باشد. (ناظم الاطباء). مأمور تشریفات درباری به طور عام : بنده ٔ آن نگا...
یساول . [ ی َ وُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در 4 هزارگزی جنوب باختری قره آغاج با 204 تن سکنه .
(اسم ) ۱- چوبداری راگویند که برای نظم صفوف وطرد و منع بیگانه دردربار ارباب دولت باشد ( سنگلاخ ) : بند. آن نگاه خشم آلود که یساول بمجلسش غضب است .
(یَ وُ) [ تر. ] (اِ.) جلودار، پیش قراول .
«یسال» به چه معناست؟ 1. میپرسد. 2. کوبید. 3. میپرسند. 4. میپرسید. پاسخ تشریحی تحلیل ویدئویی توزیع پاسخ نظرات کاربران. برای دیدن پاسخ تشریحی یک گزینه را ...
یساول . [ ی َ وُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شراء پائین بخش وفس شهرستان اراک واقع در 3 هزارگزی راه عمومی با 423 تن سکنه . آب آن از چاه و چشمه و راه آن مالرو ...
یساول . [ ی َ وُ ](اِخ ) امیر خراسان از طرف ابوسعید که مردی ستمگر بود و در سال 716 هَ . ق . از یاران یسور شکست خورد و در راه فرار به عراق به سال 717 هَ .