هیق - معنی در دیکشنری آبادیس
هیق. [ هََ ] ( ع اِ ) شترمرغ که برای درازی آن به این نام خوانده شده.( اقرب الموارد ). شترمرغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). - هیق ازق ؛ اشترمرغ بسیارپر.
هیق. [ هََ ] ( ع اِ ) شترمرغ که برای درازی آن به این نام خوانده شده.( اقرب الموارد ). شترمرغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). - هیق ازق ؛ اشترمرغ بسیارپر.
حیوه. [ح َ یات ْ] (ع اِمص) رسم الخطی از کلمه ٔ حیاهیا حیات خاص قرآن کریم. حیاه. زندگی. (منتهی الارب).زندگانی. (ترجمان عادل) (مهذب الاسماء):
حی . [ ح َی ی ] (اِخ ) نامی است از نامهای خدای تعالی . زنده ٔ همیشه . (مهذب الاسماء) : هو الحی الذی لایموت . مدبر و غنی و صانع و مقدر و حی
حیج. [ح َ] (ع مص) نیازمند شدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). پیشنهاد شما. جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
حویق . [ ح َ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان گرگانرود شمالی بخش مرکزی شهرستان طوالش . ناحیه ای است واقع در جلگه ، مرطوب و مالاریائی .دارای 1251 تن سکنه .
حَویق یکی از شهرهای استان گیلان در شمال ایران است. این شهر مرکز بخش حویق در شهرستان تالش است. حویق. کشور, ایران · استان · گیلان · شهرستان · تالش.
هیق. [ی َ] (اِخ) دهی است از دهستان مواضعخان بخش ورزقان شهرستان اهر. واقع در 11هزارگزی شوسه ٔ تبریز به اهر و دارای 826 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4) ...
هیق یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان خانمرود بخش مرکزی شهرستان هریس شهرستان هریس واقع شدهاست. هیق. هیق. village.
هیق . (اِخ ) دهی است از دهستان خانمرود بخش هریس شهرستان اهر. واقع در 19هزارگزی شوسه ٔ تبریز به اهر و دارای 257 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
حویق (انگریزی: Haviq) ایران کا ایک ایران کا شہر جو بخش حویق میں واقع ہے۔ حویق فارسی: حويق. شہر. حویق is located in Iran. حویق.