معنی علیک | لغتنامه دهخدا
علیک . [ ع َ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زاوه ، بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه دارای 276 تن سکنه . آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات و بنشن است .
علیک . [ ع َ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زاوه ، بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه دارای 276 تن سکنه . آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات و بنشن است .
عَلَیک. تجھ پر، علیک السّلام (تُجھ پر سلام ہو) کی تخفیف. عَلَیک سَلَیک. سلام و جواب، سلام، صاحب سلامت، سلام دعا، دعا سلام. عَلَیک کَرْنا. سلام کا جواب دینا ، آو ...
علیک. لغتنامه دهخدا. علیک . [ ع َی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سلطان آباد، بخش حومه ٔشهرستان سبزوار. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9). خرید اشتراکافزودن واژه ...
علیک . [ ع َ ی َ ] (اِخ ) مرکب از: «علی » + «کاف تصغیر یا تحبیب » که آن را نام شخص میگذاشتند. از جمله «خواجه علیک » است که در اسرارالتوحید از او نقل قول شده است ...
اَلِیک کے اردو معانی · بیوفا، دغاباز، جھوٹا · ناخوشگوار، ناراض کرنے والا · جھوٹ، دغا، بے وفائی · کوئی ناخوشگوار چیز ...
علیک السلام. فرهنگ انتشارات معین. (عَ لَ یا لِ کِ یا کَ سَّ) [ ع . ] (شب جم .) در پاسخ به سلام کسی گفته می شود: درود بر تو باد. خرید اشتراکافزودن واژه · افزونه ...
- علیکم السلام ؛ بر شما درود باد! در جواب سلام ، برای جمع آید. || ( اِ فعل ) بگیرید. ملازم باشید. رجوع به عَلی ̍ شود. - علیکم بالاحمرین ؛ برای شما دو سرخ لازم ...
- علیکم السلام ؛ بر شما درود باد! در جواب سلام ، برای جمع آید. || (اِ فعل ) بگیرید. ملازم باشید. رجوع به عَلی ̍ شود. - علیکم بالاحمرین ؛ برای شما دو سرخ لازم ...