مولانا - شاید کمی دیر است
مولانا در یک سوی وجود، جان جهان را میبیند و در سوی دیگر جهان را. در فاصله میان جهان و جان جهان است که انسان حضور خود را در کاینات احساس میکند. ... از اینرو، در ...
مولانا در یک سوی وجود، جان جهان را میبیند و در سوی دیگر جهان را. در فاصله میان جهان و جان جهان است که انسان حضور خود را در کاینات احساس میکند. ... از اینرو، در ...
یا رب این بوی خوش از روضه جان میآید. یا نسیمیست كز آن سوی جهان میآید. یا رب این آب حیات از چه وطن میجوشد. یا رب این نور صفات از چه مكان میآید.
یعنی حضرت معشوق تجلّی کرده است . [ در این بیت ، مولانا ، قوۀ ناطقۀ خود را مخاطب قرار می دهد . ] مُستَجِل = خواهان شتاب ، آن کس که عجله دارد ...
مولانا در این غزل، ئپدر خطابی به معشوق، وصف شیدایی و شوریدگی خود را بیان می کند. این شوریدگی و جنون چنان است که هیچ بندی مانع آن نمی شود. در ...
ﺑﺮاﯾﺘﺎن ﻣﯽ ﺧﻮاﻧﻢ ﮐﻪ داﺳﺘﺎن ﺳﻘﻮط اﻧﺴﺎن را ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯽ دﻫﺪ ﻣﻮﻻﻧﺎ در ﭼﻨﺪ ﺑﯿﺖ. ﺧﯿﻠﯽ ... و ﺑﺎور ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻗﻮت آﻧﻮري، ﺧﺮد آﻧﻮري ﻣﯽ آﯾﺪ و ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﯽ آﯾﺪ و زﻧﺪﮔﯽ ...
سخن مولوی می خواهد به ما تکانی دهد تا به کمال خود بپردازیم. مولانا می خواهد ما را انسان کند و انسان شدن یعنی از خود به خدا رسیدن و خودشناسی کلید شناخت است.
به جان تو كه سوگند عظیمست. كه جانم بیتو دربند عظیمست ; اگر چه خضر سیرآب حیاتست. به لعلت آرزومند عظیمست ; سخنها دارم از تو با تو بسیار. ولی خاموشیم پند عظیمست.
موسیقی در شعر مولانا غزل ها : مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین نغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین مطرب روح من تویی کشتی نوح من تویی فتح و فتوح من تویی یار قدیم.
این غزل، ستایشنامهای شورانگیز در توصیف عظمت و جایگاه بیهمتای محبوب حقیقی (شمس تبریزی یا ذات باریتعالی) است. شاعر در این فضای روحانی، با زبانی سرشار از ...