همهاخبارمکان‌یابراهنمای خریدتصاویرویدیومقالات علمی
درباره برتیناتماس با ماهوش مصنوعی رایگانایمیل رایگانمترجم رایگانDNS رایگانهواشناسیکاوش برتیناپشتیبانیتبلیغ در برتینا
درباره سرچحریم خصوصیشرایط

برتینا (فناوری پیشرفته پارسیان) شرکت دانش‌بنیان حوزه هوش مصنوعی

مکان یاب
ثبت کسب‌وکار
abadis.ir/fatofa/لر/

لر - معنی در دیکشنری آبادیس

طایفه ای از صحرانشینان و مردم قهستان. ( برهان ). نام طایفه ای است از مردم صحرانشین. ( جهانگیری ). لر و یا لور نام عشیرتی است بزرگ از عشایر کرد. رجوع به لرستان ...

vajehyab.com/wiki/لران

معنی لران | واژه‌نامه آزاد

لُران، لُرها. لُر نام قومی ایرانی است که در باختر و جنوب باختری ایران زندگی می کنند. گویش های زبان لری نزدیک ترین گویش های ایرانی به زبان فارسی اند و از ...

arz.wikipedia.org/wiki/لرنى

لرنى

لرنى ( بالفارسى لرنی ) قريه فى ايران. لرنى. البلد, ايران · تعديل قيمة خاصية البلد (P17) في ويكي بيانات. التقسيم الادارى, دهستان روضهچای · تعديل قيمة خاصية ...

fa.wikipedia.org/wiki/نرلر

نرلر - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

نرلر، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران. اهالی روستا تماماً کردزبان هستند. از نظر مذهب نیز آنها سنی مذهب اند.

www.instagram.com/loorna_news/

‎لرنا‎ (@loorna_news) • Instagram photos and videos

22K followers · 605 following · 800 posts · @loorna_news‎: “‎لرنا نیوز _ خبرهای استان لرستان و شهرستان کوهدشت لرنا در یوتیوب‎”‎

abadis.ir/fatofa/لرون/

لرون - معنی در دیکشنری آبادیس

لرون. [ ] ( اِخ ) از بنی اسرائیلیان. مدت ولایت وی و عکرون هشت سال بوده است. رجوع به مجمل التواریخ والقصص ص 142 فصل «اندر سالهای بنی اسرائیلیان و ذکر ملوک و ...

vajehyab.com/dehkhoda/لر

معنی لر | لغت‌نامه دهخدا

لر. [ ل ُ ] (اِخ ) (ایل ...) نام قبیله ای از ایرانیان . طایفه ای از ایرانیان چادرنشین . طایفه ای از صحرانشینان و مردم قهستان . (برهان ).

fa.wikipedia.org/wiki/مردم_لر

مردم لر - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

لُر قومی ایرانی است که در غرب و جنوب غربی ایران زندگی می‌کنند. زبان لری خویشاوند نزدیک زبان فارسی و به همراه فارسی از دسته جنوب باختری زبان‌های ایرانی است.

abadis.ir/fatofa/لرینی/

لرینی - معنی در دیکشنری آبادیس

کوهستانی. سردسیر. دارای 485 تن سکنه. شیعه کردی و فارسی زبان. آب آن از چاه و چشمه. محصول آن غلات دیم و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و اکثر در زمستان به ...

۱۲۳۴۵۶۷...۸۹