معنی مخر - لغتنامه دهخدا
معنی: مخر. [ م ُ خ ِرر ] (ع ص ) فروداندازنده ٔ چیزی . (آنندراج ). آنکه سبب می شود افتادن و سقوط را. (ناظم الاطباء). عربی دائم الخضرة، نبات دائم الخضرة، ...
معنی: مخر. [ م ُ خ ِرر ] (ع ص ) فروداندازنده ٔ چیزی . (آنندراج ). آنکه سبب می شود افتادن و سقوط را. (ناظم الاطباء). عربی دائم الخضرة، نبات دائم الخضرة، ...
لغت نامه دهخدا. ( ماخرة ) ماخرة. [ خ ِ رَ ] ( ع ص ) کشتی که در رفتن بانگ کند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). کشتیی که آب را بسینه خود بشکافد.( ناظم الاطباء ) ...
تعريف و معنى ماخر في معجم المعاني الجامع - معجم عربي عربي · الجمع : مَوَاخِرُ و مَوَاخِيرُ · المَاخُورُ : بيتُ الرَّيبة، بيت الدِّعارة والفساد · المَاخُورُ: ...
[مخر] نه: فيه: إذا بال أحدكم "فليتمخر" الريح، أي ينظر أين مجراها فلا يستقبلها لئلا يترشش عليه بوله، والمخر- لغة: الشق، مخرت السفينة الماء: شقته بصدرها وجرت، ...
ماخ دارای معانی زیر میباشد: ارنست ماخ یک فیزیکدان و فیلسوف چک-اتریشی. عدد ماخ یکای سرعت. ماخ پیر خراسانی، از گردآورندگانِ شاهنامه ابومنصوری.
مخر. [ م ُ خ ِرر ] (ع ص ) فروداندازنده ٔ چیزی . (آنندراج ). آنکه سبب می شود افتادن و سقوط را. (ناظم الاطباء). واژه های قبلی و بعدی ...
مخر. [ م َ ] (ع اِ) بنات مخر؛ ابرهای بهاری سپید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء)... ابرهای تابستانی . (دهار).
مخر. [ م ُ خ ِرر ] (ع ص ) فروداندازنده ٔ چیزی . (آنندراج ). آنکه سبب می شود افتادن و سقوط را. (ناظم الاطباء). خرید اشتراکافزودن واژه ...
مخر. [ م ُ خ ِرر ] ( ع ص ) فروداندازنده چیزی. ( آنندراج ). آنکه سبب می شود افتادن و سقوط را. ( ناظم الاطباء ). فرهنگ ...