نوب | در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
نوب. [ن َ] (ع اِ) ج ِ نائب. رجوع به نائب شود. || نزدیکی. (منتهی الارب) (آنندراج). قرب. مقابل بُعد. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه).
نوب. [ن َ] (ع اِ) ج ِ نائب. رجوع به نائب شود. || نزدیکی. (منتهی الارب) (آنندراج). قرب. مقابل بُعد. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه).
[ نَ / نُو بُ نْ ] (ص مرکب) نوبنیان. تازه ساز. که آن را تازه پی افکنده و ساخته اند یا تأسیس کرده اند: عمارتی نوبنیاد، مدرسه ای نوبنیاد، اداره ای نوبنیاد، ...
دگرگونه گون برده ٔ بی شمار. اسدی. || زبان مردم سرزمین نوبه. زبانی که اهالی نوبه بدان تکلم کنند. || واحد نوب، یعنی یک نفر سیاه، مانند روم و رومی. (ناظم الاطباء).
نوب . [ ن ُ وَ ] (ع اِ) ج ِ نوبة، به معنی مصیبت و نازلة. رجوع به نوبة (ع اِ) شود. || ج ِ نوبة. رجوع به نوبت و نَوبة شود.
بنوبند، روستایی در دهستان تازیان بخش مرکزی شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است. بنوبند. روستا. نهفتن. محل. Map. Wikimedia | © OpenStreetMap.
نوبست. [ن َ ب َ] (اِخ) دهی است از دهستان شمیل بخش مرکزی شهرستان بندرعباس، در 7 هزارگزی جنوب راه میناب به بندرعباس، در جلگه ٔ گرمسیری واقع است و 120 تن سکنه ...
نوبندگان . [ ن َ ب َ دِ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان فسا. محدود است از شمال به ارتفاعات تودج ، از جنوب به دهستان شیب کوه ، از شرق به دهستان ...
بنوبند پاسنگ، روستایی در دهستان تازیان بخش مرکزی شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است. بنوبند پاسنگ. روستا. نهفتن.
نوبست، روستایی در دهستان قلعه قاضی بخش قلعه قاضی شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است. نوبست. روستا. نهفتن. محل. Map. Wikimedia | © OpenStreetMap.
نوب . (ع اِ) نحل . زنبور عسل . واحد آن نائب است . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || گروهی از سیاهان . نوبة. واحد آن نوبی است . (از منتهی الارب ).