پِستان - معنی در فرهنگ لغت گالگنج
معنی "پِستان" به فارسی. پِستان. pestān | pestan. معانی: + افزودن معنی. معادلهای فارسی (با ویرگول یا ، جدا کنید). تعریف (اختیاری). افزودن معنی انصراف.
معنی "پِستان" به فارسی. پِستان. pestān | pestan. معانی: + افزودن معنی. معادلهای فارسی (با ویرگول یا ، جدا کنید). تعریف (اختیاری). افزودن معنی انصراف.
سه پستان، یا سپستان، میوهای کمنظیر با مزاج سرد و مرطوب است که بهواسطه نقش برجستهاش در درمان سرفههای خشک و التهابات گلو، جایگاه ویژهای در عطاری سنتی ایران ...
پسان. واژهنامه آزاد. پس از آن, پس آن, نخست چای میخوریم پسان میرویم دیدن پدر. دوله پسان. لغتنامه دهخدا. دوله پسان . [ دَ ل ِ پ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دشت ...
پستان غدهای بزرگ بر سینهٔ جانوران پستاندار است که معمولاً در زنان بزرگتر از مردان است و از آن شیر برای بچه میتراود. انسانها دو پستان دارند و در انسان، ...
دانشنامه آزاد فارسی ... هر یک از زوج اندام های روی قفسۀ سینه زن. به غدۀ شیری نیز معروف اند. هر کدام از پستان ها دارای یاخته های تولیدکنندۀ شیر و شبکه ای از لوله ...
پستان معادل سینه در پستانداران و فیلهااست. پستان یک توده تکی است که در زیر جانور آویزان شده و از جفت غدد پستانی با پستانکهای بیرونزده تشکیل شدهاست. گاو و ...
پشان. [ پ َ ] ( اِ ) بمعنی چشان است و معنی چشان را در یک فرهنگ لفظ گذر نوشته بودند با ذال نقطه دار و در دو فرهنگ دیگر گزر با زای نقطه دار. واﷲ اعلم.
پستانداران، جانورانی هستند که دارای مو بوده و غدد شیری دارند. معمولاً دارای دندانهای متنوعی هستند که درون حفره دندانی، جای میگیرد. مغز پستانداران دما و دستگاه ...
( صفت ) دارای مرض پیسی مبروص : وبسیار خلق پیش او ( عیسی ) گرد شدند چیزی لنگان و چیزی پیسان و بعضی لال ... پیشنهاد کاربران. پیشنهادی ثبت نشده است.
۱. اندوخته؛ ذخیره. ۲. نوبت؛ کرت؛ دفعه. دیکشنری. time. جستوجوی دقیق. پستا. دیکشنری فارسی به انگلیسی. time · پستا. فرهنگ انتشارات معین. (پَ) (اِ.) ...