همهاخبارمکان‌یابراهنمای خریدتصاویرویدیومقالات علمی
درباره برتیناتماس با ماهوش مصنوعی رایگانایمیل رایگانمترجم رایگانDNS رایگانهواشناسیکاوش برتیناپشتیبانیتبلیغ در برتینا
درباره سرچحریم خصوصیشرایط

برتینا (فناوری پیشرفته پارسیان) شرکت دانش‌بنیان حوزه هوش مصنوعی

مکان یاب
ثبت کسب‌وکار
fa.wiktionary.org/wiki/گنج

گنج

گنج. خزانه زر و سیم، جواهری که در جایی پنهان باشد. ثروت بسیار. شمار در گنج‌ها ناپدید/ کس اندر جهان آن بزرگی ندید «فردوسی». گنج ممکن است در زبان معیار باستان ...

abadis.ir/fatofa/گانگ/

گانگ - معنی در دیکشنری آبادیس

گانگ تلفظ عجیب از کلمه ی گنگ ( gang ) است که در جمع های دوستانه به جای کلمات "خفن، باحال، مورد احترام، پُر اُبهت و. . . " استفاده میشود. ... گانگ به معنای خفن، ...

ur.wikipedia.org/wiki/گونج،_قزوین

گونج، قزوین - آزاد دائرۃ المعارف

گونج، قزوین (انگریزی: Gavanaj) ایران کا ایک گاؤں جو دہستان نیارک میں واقع ہے۔ گونج، قزوین فارسی: گونج. گاؤں. گونج، قزوین is located in Iran.

www.rekhta.org/urdudictionary

Urdu Dictionary - Meaning of گنج

گنج गंज ganj S. गञ्जः. P H گنج गंज ganj (S. गञ्जः ), s.m. (in Pers., Urdū, and Hindī), A store, hoard; treasure; hidden treasure; ...

www.manzoumeh.ir/dehkhoda/entry/271592/گنج

گنج - فرهنگ لغت دهخدا - منظومه ایرانیان

[ گُ ] (اِمص، اِ) ریشه و اسم مصدر از گنجیدن. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). گنجایش که از گنجیدن... باشد. (برهان) (آنندراج). گنجایش و وسعت.

www.parsi.wiki/fa/wiki/371639/گنج

معنی گنج | لغت نامه دهخدا

|| درآوردن و راست آمدن چیزی درچیزی . || درآمدن در جای تنگ . || حصه و رصدی را نیز گویند که در میان جمعی از مردم کنند و به هر کسی قسمتی رسانند. (برهان ) (آنندراج ) ...

abadis.ir/fatofa/قونج/

قونج - معنی در دیکشنری آبادیس

/ghoonj/ سرد شدن - جمع شدن. پیشنهاد کاربران. پیشنهادی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید. + عکس و لینک. معنی قونج، مفهوم قونج، تعریف قونج، معرفی قونج، قونج ...

fa.wikipedia.org/wiki/گون_جوک_سفلی

گون جوک سفلی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

گون جوک سفلی، روستایی از توابع بخش احمدآباد شهرستان مشهد در استان خراسان رضوی ایران است. گون جوک سفلی. روستا. نهفتن. محل. Map. Wikimedia | © OpenStreetMap.

vajehyab.com/wiki/گنج

معنی گنج | واژه‌نامه آزاد

گنجایش gonj زنبور در پهلوی باستان، به معنا و تونمای اندوخته، یا ذخیره و گردآوری شده از هر چیز که دارای ارزش و سزاوار ذخیره کردن باشد، مانند گنچ فلزات ...

۱۲۳۴۵۶۷...۸۹