رهی | در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
رهی. [رَ] (ص نسبی، اِ) رونده. (برهان). روان. (فرهنگ فارسی معین). مسافر. (یادداشت مؤلف). || غلام. (از فرهنگ فارسی معین) (انجمن آرا) (برهان) (آنندراج) (فرهنگ ...
رهی. [رَ] (ص نسبی، اِ) رونده. (برهان). روان. (فرهنگ فارسی معین). مسافر. (یادداشت مؤلف). || غلام. (از فرهنگ فارسی معین) (انجمن آرا) (برهان) (آنندراج) (فرهنگ ...
رهی . [ رُ ها ] (اِخ ) شهری است ، از آن شهر است زید رهاوی بن ابی انیسة، و یزید رهاوی بن سنان و حافظ عبدالقادر رهاوی . (منتهی الارب ).