مجرة | در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
مجره. [م َ رَ] (ع ص) گوسپند لاغر. (منتهی الارب). گوسپند لاغر و نیز گوسپندی که بواسطه ٔ بارداری شکم وی کلان گشته ولاغر گردد و نتواند برخیزد. (ناظم الاطباء).
مجره. [م َ رَ] (ع ص) گوسپند لاغر. (منتهی الارب). گوسپند لاغر و نیز گوسپندی که بواسطه ٔ بارداری شکم وی کلان گشته ولاغر گردد و نتواند برخیزد. (ناظم الاطباء).
روستای مجره بخش مرکزی خلخال · سال ۱۳۷۰ منطقه اسبه بونی · کمی آرامش روح و روان آدمی با صدای دلنشین امواج آب سد بفراجرد در هوای مه آلود بالای کوه ...
درد دل کن با من از همه بریده دل.... . . . . . #مجره #خلخال #پاییز #جاده_اسالم_خلخال #طبیعت #مجره_الماس_سبز_آذربایجان #باران ...
طبیعت زیبای روستای مجره اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۴ ... #مجره #خلخال #طبیعت #اردیبهشتِ #اردبیل #آذربايجان #مجره_الماس_سبز_آذربایجان · View all 10 ...
در مرز جادویی کوهستانهای اردبیل و جنگلهای سرسبز گیلان جایی که سبزی جنگل با زردی شقایق و علفزارها دست در دست هم میدهند، نسیم خنک کوهستان ...
مجرة. [ م َ ج َرْ رَ ] (ع اِ) رجوع به مجره شود. خرید اشتراکافزودن واژه · افزونه مرورگر · تماس · درباره.