ورگه - معنی در دیکشنری آبادیس
لغت نامه دهخدا. ورگه. · فرهنگ فارسی. تیر و چوب درازی که در بنای عمارت بکار میبرند · فرهنگستان زبان و ادب. {beam} [حمل ونقل دریایی] تیرهای عرضی که دو طرف بدنۀ کشتی ...
لغت نامه دهخدا. ورگه. · فرهنگ فارسی. تیر و چوب درازی که در بنای عمارت بکار میبرند · فرهنگستان زبان و ادب. {beam} [حمل ونقل دریایی] تیرهای عرضی که دو طرف بدنۀ کشتی ...
گرگ بزرگترین عضو وحشیِ زنده از خانوادهٔ سگسانان است و از دیگر گونههای سگسان با ویژگیهایی چون گوشها و پوزهٔ کمتر نوکتیز، تنهٔ کوتاهتر و دُمی بلندتر ...
ورغ . [ وَ ] (اِ) بند آب باشد که پیش سیل بندند. بندی که از چوب و علف و خاک و گل در پیش رودخانه ها بندند. (برهان ) (ناظم الاطباء) : آب هرچه کمترک نیرو کند
وَر (پهلوی: وَر var؛ اوستایی: ورنگه varangh) یا پَساخت (pasâxt) یا آزمایش ایزدی یا داوری ایزدی آزمونهایی بود در دین مزدیسنا که از سوی داوران برای اثبات ...
وارگ در فانتزی سرزمین میانه اثر جی. آر. آر. تالکین نوعی گرگ بزرگ و پلید است که گاه اورکها بر آن سوار میشوند. او نام و ویژگیهای وارگهای خود را با ترکیب معانی ...