همهاخبارمکان‌یابراهنمای خریدتصاویرویدیومقالات علمی
درباره برتیناتماس با ماهوش مصنوعی رایگانایمیل رایگانمترجم رایگانDNS رایگانهواشناسیکاوش برتیناپشتیبانیتبلیغ در برتینا
درباره سرچحریم خصوصیشرایط

برتینا (فناوری پیشرفته پارسیان) شرکت دانش‌بنیان حوزه هوش مصنوعی

مکان یاب
ثبت کسب‌وکار
www.manzoumeh.ir/dehkhoda/entry/141337/خیلو

خیلو - فرهنگ لغت دهخدا - منظومه ایرانیان

(یادداشت مؤلف). جالیق. شماره :98860. (اِخ) دهی جزء دهستان بخش مرکزی شهرستان اهر است. در ۹ هزارگزی جنوب خاوری اهر و ۲۵۰۰گزی شوسهٔ اهر - خی... خیل. شماره :141513.

www.jadvalyab.ir/fa2fa/جالی

جالی | در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر ...

روشن، واضح، جلا - دهنده، پاک کننده، ادویه ~: دواهایی که عفونت های جلدی را با آن پاک کنند، ضد - عفونی های جلدی. [خوانش: [ع.] (اِفا.)] فرهنگ عمید. جلادهنده،.

abadis.ir/fatofa/کردلر-ترانچه/

کردلر ترانچه - معنی در دیکشنری آبادیس

... جالیق:جالیق (بزکش)، خضرکندی، داشلوجه:داشلوجه (اهر)، دهستان:دهستان (اهر)، دیزج تلخاج، دیزج جالو، رزین:رزین (اهر)، ریحان:ریحان (اهر)، زرگر:زرگر (گرمی) ...

jadvalino.ir/view-entry.php

نتیجه‌ای برای «جالی» یافت نشد

فرهنگ معین. جالی: [ ع. ] (اِفا.) ۱- روشن، واضح. ۲- جلا - دهنده، پاک کننده. ؛ ادویه ~: دواهایی که عفونت‌های جلدی را با آن پاک کنند، ضد - عفونی‌های جلدی.

vajehyab.com/dehkhoda/جالیسر

معنی جالیسر | لغت‌نامه دهخدا

جالیسر. [ س َ ] (اِخ ) نام قریه ای است در افغانستان . رجوع به تاریخ شاهی ص 62 شود.

www.jeali.com

Untitled

Do Not Sell or Share My Personal Information.

www.jadvalyab.ir/fa2fa/قلی

قلی | در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی

قلی. [ق َل ْی ْ] (ع مص) بریان کردن گوشت. || بر سر زدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). قلی. [ق َ لا] (ع اِ) قلیا. قِلْی ْ. قلی الصباغین. شب العصفر.

abadis.ir/fatofa/کنگل-آباد/

کنگل اباد - معنی در دیکشنری آبادیس

... جالیق:جالیق (بزکش)، خضرکندی، داشلوجه:داشلوجه (اهر)، دهستان:دهستان (اهر)، دیزج تلخاج، دیزج جالو، رزین:رزین (اهر)، ریحان:ریحان (اهر)، زرگر:زرگر (گرمی) ...

azb.wikipedia.org/wiki/بؤلمه:اهر_بؤلگه‌سی‌نین_یاشاییش_یئرلری

بؤلمه:اهر بؤلگه‌سی‌نین یاشاییش یئرلری - ویکی‌پدیا

جالیق (بوزقوش) · جالیق (قشلاق) · جوان‌شیخ · جوبند. ح. حاجی علی‌بیگ کندی · حسین‌کندی · حصار سیدلر. خ. خرده‌قشلاق · خرم‌آباد (اهر) · خضرکندی · خلفیان. د. داشلوجه ...

vajehyab.com

معنی جالی

جست‌وجوی معنی «جالی» در لغت نامه های دهخدا، معین، عمید، سره، مترادف و متضاد، فرهنگستان، دیکشنری انگلیسی و فارسی در بیش از یک میلیون واژه.

۱۲۳۴۵۶۷...۸۹۱۰
بعدی