برج عبدالوهاب، جاذبههای گردشگری در میبد، یکی از نمادهای تاریخی این شهر است که با ارتفاع و طراحی خاص خود، چشماندازهای زیبایی از شهر را ارائه میدهد. این برج برای علاقهمندان به معماری و تاریخ، و همچنین گردشگران که به دنبال دیدن مناظر دیدنی هستند، بسیار جذاب است. در میبد، این برج در نزدیکی مراکز تاریخی قرار گرفته و در طول روز پر از گردشگران و عکاسان است. اگر میخواهید از دیدن مناظر شهر لذت ببرید، حتماً زمان خود را برای بازدید از این برج اختصاص دهید.
برج عبدالوهاب، یکی از نگهبانان قدیمی و نمادین شهر میبد، با تاریخچهای که از دوره آل مظفر تا اسطورههای بیداری و ایزد سروش میگذرد، همهچیز رو به هم میچسبونه؛ مردم میگن این برج مثل یه سپر جادوییه که در شبهای طوفان صدای بادش فریاد میکشه، و حتی یه راه مخفی به زیرزمینها هم داره. اما یهچند نفر از بازدیدکنندهها هم میخوان یه تابلو یا توضیح کوتاه دربارهی نام «عبدالوهاب» ببینن، چون هنوز توضیحی در مورد این اسم در محل نیست. و البته، اگر بخوای داخل برج بری، باید بپذیری که دسترسی عموم محدوده و فقط میتونی از بیرونش رو ببینی. این ترکیب از جذابیت تاریخی، افسانههای محلی و محدودیتهای دسترسی، تجربهی بازدید رو هم شیرین و هم کمی عجیب میکنه.
HESAM ASHOORI
۶ ماه قبل
۵
برج عبدالوهاب، یکی از استوارترین نگهبانانِ بافت تاریخی میبد است که در محلهیِ «بشنیغان» قد برافراشته است. این برج بخشی از حصار و بارویِ عظیم شهر بوده که در گذشته لایهیِ دفاعیِ اصلیِ «شارستان» را تشکیل میداده است.
در لایههایِ اسطورهای و روایتهایِ عامه، این برج تنها یک سازهیِ نظامی نیست، بلکه نمادی از بیداری و پیوند با نیروهایِ نگهبانِ زمین است:
۱. دیدهبانِ بیدار و ایزدِ سروش
در باورهایِ قدیمِ میبد، برجهایی مانند برج عبدالوهاب، جایگاهِ تجلیِ «ایزد سروش» (ایزدِ بیداری و پاسداری) بودند. مردم معتقد بودند که نگهبانانِ این برج نباید هرگز به خواب بروند، چرا که اگر چشمانِ برج بسته شود، طلسمِ امنیتِ شهر شکسته میشود و «دیوانِ بیابان» میتوانند از حصار عبور کنند. میگفتند در شبهایِ طوفانی، صدایِ باد که از لابهلایِ کنگرههایِ برج میگذرد، در واقع فریادِ هشدارِ برج است که به دیوارهایِ شهر یادآوری میکند استوار بمانند.
۲. نامِ عبدالوهاب؛ پیوندِ زمین و آسمان
نام این برج به یکی از بزرگان و خیّرینِ نامدارِ میبد برمیگردد، اما در قصههایِ عامیانه، این نام با مفهومِ «بخشندگیِ ابدی» گره خورده است. مردم میگفتند تا زمانی که این برج سرپاست، برکت و امنیت از محلهی بشنیغان رخت برنمیبندد. این برج مانندِ پیری فرزانه تصور میشد که تمامِ داراییِ خود (یعنی توانِ ایستادگیاش) را وقفِ محافظت از خانههایِ خشتیِ زیرِ پایش کرده است.
۳. کنگرهها؛ سپرهایی در برابرِ تیرِ اهریمن
تزیینات و کنگرههایِ زیبایِ بالایِ برج، در نگاهِ اسطورهای، تنها جنبهیِ زیبایی یا کارکردِ دفاعی نداشتند. میگفتند این دندانهها مانند «شانههایِ کوهستان» هستند که تیرهایِ جادویی و بلایایِ آسمانی را مهار میکنند. هر خشتی که در ساختِ این برج به کار رفته، با ذکر و دعا بر روی هم چیده شده تا بنا در برابرِ لرزههایِ زمین و کینهیِ دشمنانِ باستانیِ کویر رویینتن شود.
۴. راههایِ پنهان به دلِ زمین
مانند بسیاری از بناهایِ دفاعیِ میبد، درباره برج عبدالوهاب نیز این افسانه وجود دارد که از پایهیِ آن، راهی مخفی به سمتِ نارینقلعه یا قناتهایِ زیرزمینی وجود داشته است. مردم معتقد بودند که در زمانِ محاصره، فرشتگانِ آب از طریقِ این نقبها برایِ نگهبانانِ تشنهیِ برج، آبِ حیات میآوردند تا نیرویِ آنها برایِ دفاع از شهر تمام نشود.
A historic defensive tower likely dating back to the late Islamic period, possibly the Qajar era (19th century). It was built by local landowners or regional authorities to monitor surrounding routes and protect nearby settlements.
It reflects rural defensive architecture used for surveillance and territorial control in historical Iran.