مسجد سراج الملک بزرگ نهادی مذهبی است که بهعنوان مکانی برای عبادت و تجمع مسلمانان شناخته میشود. احداث و فعالیت آن با هدف ارائه فضاهای نمازگزاران و مراسمهای دینی انجام میشود. مسیر دسترسی از داخل تهران و کوچه سراج الملک بهراحتی قابل پیمایش است. فضای مسجد با طراحی سنتی و آرامشبخش تجربهای معنوی و قابل اعتماد برای شرکت در اجتماعات دینی فراهم میکند. نکتهٔ متمایز این مکان نام تاریخی و کهن آن است که میتواند برای پژوهشهای معماری و تاریخ اسلام جالب باشد.
مسجد سراجالملک در سال ۱۳۰۱ قمری (حدود سال ۱۲۶۳ شمسی) توسط رضاقلیخان سراجالملک، پیشکار ظلالسلطان (پسر ناصرالدینشاه قاجار)، ساخته شد. پیش از ساخت این مسجد، در محل آن میخانهای متعلق به فردی ارمنی به نام موسیو کنت قرار داشت. روایتی مشهور بیان میکند که یکی از علمای محل پس از نماز، همراه با نمازگزاران به میخانه رفته و خمرههای شراب را تخلیه کردند. این اقدام باعث تنشهایی شد که در نهایت با پادرمیانی سراجالملک، ملک از مالک ارمنی خریداری و به مسجد تبدیل شد. به همین مناسبت، بیتی بر سردر مسجد نصب شده است:
«حسن توفیق بین که مسجد کرد / سطح میخانه را سراجالملک»
Mojtaba
۱۰ ماه قبل
۵
« مســجد ســراج الملــک» از طرفــی رو بــه ســوی خیابان امیرکبیــر دارد و در دیگــرش رو به کوچه «ســراج الملک» باز میشــود. مسجدی قدیمی که کتیبه کاشیکاری شده ســردر آن بــرای اهالی و کاســبان قدیمی خیابان چراغ برق یا همان امیرکبیر شــعری آشنا است: «حســن توفیق بین که مسجد کرد/ سطح میخانه را سراج الملک» قصه این مســجد را هم که در دوره ناصرالدین شــاه ســاخته شده همین کاشــی نوشته قدیمی روایت میکند.
مسجدی که وسعت شبستان آن به ۳۸۰مترمربع میرسد و سقف بلند آن تا قبل از رسیدن به گنبد ۱۶متر ارتفاع دارد. به رسم مساجد دیگری که در محدوده بازار ساخته میشدند، مسجد ســراج الملک هم تنها شبستانی برای عبادت آقایان دارد و بعد از گذشت یک قرن از ساخته شدن مسجد، هنوز صفهــای چند صد نفره نماز در آن تشــکیل میشود و چراغ مســجد روشن است.
یکی از روایتهایی که برای ساخت این مسجد نقل میشود، این است که میخانه فردی ارمنی به نام موســیو کنت در محل کنونی مسجد قرار داشته. تا اینکه یک روز امام جماعت مســجد بعد از اقامه نماز به همراه تعدادی از نمازگزاران راهی میخانه میشــود و خمرههای شراب را در جوی خالی میکند. این اختلاف و بلوا به دست سراج الملک حل میشود.
ملک را از موســیو کنت میخرد و دســتور تخریب آن و ســاخت مســجد به جای میخانه را میدهــد. البته روایت دیگری خبر از مالکیت سراج الملک بر ملک میخانه میدهد.
ظاهراً این مسجد کتیبه دیگری هم داشت که بعد از مرمت مسجد در دهه پنجاه جای آن روی دیوار ورودی دوم مســجد خالی اســت. فضای داخلی مسجد سراج الملک در حدود سال ۱۳۵۰ به صورت کامل بازسازی شــده است و آنچه در فضای داخلی این مســجد به چشــم میخورد،حاصل این بازسازی است.
مســجد دیگری هم در خیابــان ملت به همین نام وجود دارد؛ در گذشــته رسم بر این بود که نام واقفان را روی مساجد میگذاشتند و همین موضوع نشان میدهد زمین هر دو مسجد توسط سراج الملک، پیشکار ظلالسلطان، وقف و مسجد با هزینه او ســاخته شده اســت.
مسجد خیابان امیرکبیر به مسجد ســراج بزرگ شهرت دارد و مسجد خیابان ملت به مسجد سراج کوچک.بد نیســت بدانید مســجد دیگری هم در بازار تهران قصهای مشــابه قصه مسجد سراج الملک دارد؛ میخانــهای که به مســجد و محل عبادت تبدیل شــد.
ماجرا از این قرار اســت که هنگام ساخت مسجد شیخ عبدالحسین، ملک مسجد با بخشی از خانه علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه همجوار شــد که میخانه این ملک به حســاب میآمد. علی قلی میرزا اعتضادالســلطنه ملک میخانه را به مسجد بخشید.
شــعری هم برای این مســجد ســروده بود که میگفت: «ببین شــرافت میخانه مرا ای شــیخ/ که چون خراب شــود خانه خدا گردد». چه در شعر روی پیشانی مسجد و چه در اشعار دیگری که روی ایوان مســجد نقش بسته، میتوان اسم ســراجالملک را به چشــم دید. کاشیکاریهای حیاط و ورودی مسجد، از جمله بقایای تاریخی این مسجد هستند که از دوره قاجار باقی مانده است.
Muhammad Derogar
تاریخ ویرایش: ۷ سال قبل
۲
محل سابق این مسجد، میخانه ای بود متعلق به موسیو کنت ارمنی که شراب دربار ناصرالدین شاه را فراهم می کرد، آیت الله بیدآبادی-پدر آیت الله شاه آبادی استاد عرفان امام خمینی- یک روز پس از اقامه نماز جماعت با نمازگزاران مسجد، به طرف مغازه کنت شراب فروش می روند. شخصا خمره بزرگ شراب را در چاه سرازیر میکند و اطرافیان وی هم تمام ظرفهای شراب را در چاه خالی میکنند، اما به دستور آیت الله از شکستن ظرفها، که مالیات داشته است، خود داری مینمایند.
ناصرالدین شاه از این اقدام سخت خشمگین می شود، این خبر در اصفهان به ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه که حاکم اصفهان بوده می رسد، ظل السلطان برای حل مشکل، رضا قلیخان سراج الملک-پیشکار مخصوص خودش- را مامور می کند که آیت الله را راضی کند، آیت الله بیدآبادی به این شرط راضی می شود که مغازه شراب فروشی کنت ارمنی تبدیل به مسجد شود،این اتفاق روی می دهد و سراج الملک محل را می خرد و آن را مسجد می کند، آیت الله شاه آبادی هم امام جماعت این مسجد می شود. هنوز هم این بیت بر سر در آن مسجد نقش بسته است:
حسن توفیق بین که مسجد کرد سطح میخانه را سراج الملک
Shahab, Tehrani Tour Guide
۴ سال قبل
۵
حُسن توفیق بین که مسجد کرد
سطحِ میخانه را سراج الملک
:))
مسجدی که در ۱۳۰۱ ه ق به همّت سراج الملک، پیشکارِ مسعود میرزا ظل السلطان ساخته می شود. این زمین پیش از بزرگ شدن تهران از چهار جهت، در لبه ی خندقِ شمالیِ حصارِ صفوی (یعنی بیرونِ شهر) و نزدیکِ دروازه شمیرانِ عتیق (نبش پامنار) قرار داشته و پیش از بزرگ شدن، مدتی میخانه ی اهالی آن حوالی (کوچه های اطراف، خانه های رعیتی و حمام و عمارتِ سراج خان در همسایگیِ حمام) بوده است. گویا برای جاودانه شدنِ نام، در میانِ مردانِ بزرگِ قدیم، مسجد ساختن مُد بوده است.
الّا تو
۸ سال قبل
۴
یک مسجد دنج و مصفا. ماجرای جالبی دارد:
میرزا محمد جواد فقط اهل منبر و درس نبود. در مسجد محكمه بپا کرده بود و به قضاوت و رفع اختلافات مردم مشغول بود. آن سالها کمتر کسی جرات این کارها را داشت. اما میرزا خودش را حاکم شرع میدانست و حدود الهی را اجرا میکرد. حاکم اصفهان، ظل السلطان، به ناصر الدین شاه گزارشی نوشت و از او خواست تا میرزا را از اصفهان به تهران تبعید کند. نوشت که این ملا سر نترسی دارد. خودش را حاکم شرع میداند و حد جاری میکند. اصفهان عدلیه و دارالشورا و حاکم دارد. اما تومنی ارزش برای ما قائل نیست. بهتر است تبعیدش کنید به تهران. آنجا شاید تحت نظر شما باشد. همین طور هم شد. ناصرالدین شاه حکم تبعیدشان را امضا کرد. محمدعلی تازه دوازده سالش شده بود. همراه پدر و برادرش کوچکترش به تهران رفتند و در خیابان شاه آباد ساکن شدند..
**
میرزا محمد جواد در تهران هم خودش را حاکم شرع میدانست. یک روز خبر آمد که در خیابان امیر کبیر مردی به نام موسیو کنت دکانی باز کرده و شراب میفروشد. میرزا همراه دو پسرش و تعدادی از مردم راه افتاد سمت دکان و بیآنکه به کسی آسیبی برساند و یا ظرفی را بشکند شرابها را ریخت داخل چاه. خبر که به ناصر الدین شاه رسید، دستور داد خیلی زود رسیدگی کنند تا معلوم شود کدام روحانی جرئت چنین کاری راداشته. گفتند آیت الله میرزا محمدجواد اصفهانی این کار را کرده است. قبلاً هم این کارها را در اصفهان انجام میداده و حد جاری میکرده. ناصرالدین شاه برای میرزا پیغام فرستاد و گفت تو را به این خاطر این کارها از اصفهان به اینجا تبعید کردیم. میرزا اما برایش فرقی نمیکرد در وطن باشد یا در تبعید. هر جا بود به وظیفهاش عمل میکرد. برای شاه پیغام فرستاد که گمان میکردم تو ناصر دین باشی اما میبینم که کاسب دین شدهای. ناصرالدین شاه با این که در اوج قدرت بود، اما چکار میتوانست بکند؟ نه میتوانست میرزا را دستگیر کند و شلاق بزند و نه دوباره به جای دیگری تبعید کند. این شد که سراج الملک را خواست و بازخواستش کرد که چرا چنین فردی را در منزلت میهمان کردهای؟ سراج الملک برای اینکه مساله را حل کند به شاه گفت من این مغازه را میخرم تا موسیو کنت ارمنی ضرری نکند و به جایش مسجد میسازم تقدیر این بود. همان جایی که یک روز شراب می فروختند حالا سرها به سجده میرفت و ذکر خدا گفته میشد. هنوز هم بر سر در مسجد سراج الملک در خیابان امیرکبیر تهران نوشته شده است:
حسن توفیق بین که مسجد کرد/ سطح میخانه را سراج الملک.
*میرزامحمدجواد بیدآبادی، پدر آیت الله شاه آبادی است.
Mojtaba Niknam
۶ سال قبل
۵
این مسجد بسیار بزرگ میباشد و اینکه سرویس بهداشتی بسیار تمیز دارد هم برای خانم ها و هم برای آقایان
میتوانید از این مسجد برای مراسمات خود استفاده کنید
Majid Hatami
۶ سال قبل
۴
میکده ای که مسجد شده .. البته من که رفتم درب بسته بود و فقط وقت نماز باز میشه