وان مارت یک خواربارفروشی در شهرک شهدا، تهران است. اینجا میتوانید انواع مواد غذایی، خشکبار، نوشیدنی و حتی لوازم آشپزخانه را پیدا کنید. در منطقهای که همیشه پر از ساکنان جوان و خانوادههای کوچک است، وان مارت جایگاه خوبی پیدا کرده و مشتریان زیادی را جذب میکند. برای خرید روزمره، حتماً به وان مارت سر بزنید.
وان مارت در اندیشه-جوانمردان، مثل یه سوپرمارکت همهچیزساز بزرگه که میتونی همه چی رو در یه جا پیدا کنی؛ از لبنیات گرفته تا شوینده، از خوراکیهای خارجی جذاب تا نوشیدنیهای سریع، حتی یه کافه کوچیک برای یه استراحت کوتاه. مشتریان خیلی خوشحال از چیدمان مرتب و فضای راحت فروشگاه میگن، ولی یه نفر از تجربهاش میگه که فروشگاه خیلی کوچیکه، تنوع کم و حتی بعضی کالاها تاریخ تولیدشون دو سال پیش بود. اون شخص حس کرد که فروشندهها عجول و بیحوصلهاند و جای نشستن هم خیلی محدود بود. در مجموع، اکثر بازخوردها مثبت هستن و میگن وان مارت انتخاب عالیه برای خرید همهچیز، اما باید به نکات منفی مثل اندازه کوچک، رفتار کارمندان و تازگی محصولات توجه کنی.
Mariam Kazemi
یک سال قبل
۵
فروشگاه وان مارت شهران یکی از اون جاهاییه که اگه بری، دیگه لازم نیست بری چند جا دنبال خریدای مختلف. واقعاً بزرگ و کامله! هر چی که بخوای پیدا میکنی؛ از محصولات لبنی و خواروبار گرفته تا شوینده و وسایل بهداشتی. خوراکی و نوشیدنیهای خارجی خیلی جذابی داره 🥰 خیلی خوب و مرتب چیدمان شده و آدم گیج نمیشه.
یه ویژگی جالبش اینه که یه کافه کوچیکم داره. البته جای نشستن نداره و بیشتر برای گرفتن قهوه و نوشیدنیای سریع خوبه، ولی خب همین که وسط خریدت میتونی یه استراحت کوچیک داشته باشی، خودش عالیه.
اگه تو منطقه شهران هستی و دنبال یه فروشگاه همهچیز تموم میگردی، وان مارت انتخاب خیلی خوبیه!
از بیرون که دیدم، فکر میکردم با یک فروشگاه بزرگ مثل فروشگاههای زنجیرهای دیگر طرف هستم، اما وقتی داخل شدم، دیدم چقدر کوچکه و تنوع کالاهاش هم بسیار کم بود و خیلی چیزها رو نداشت. در حد سوپرمارکتهای معمولی سر کوچههاست. بعضی از خوراکیها هم تاریخ تولیدشون برای دو سال پیش بود و سه چهار ماه دیگه منقضی میشدند. فروشندهها هم بسیار عجول و بیحوصله بودند و اصلا" فرصت نمیدادند آدم راحت انتخابش رو بکند. اولین بار بود میدیدم در فروشگاه زنجیرهای فروشندهها مثل بقالیها از مشتری هی میپرسند چی میخواهی؟ درصورتیکه توی فروشگاه زنجیرهای مشتری باید بتواند با آرامش، خودش کالایش را انتخاب کند. حالا اگر به مشتریها شک دارند، میتوانند بیحرف در کنار مشتری قدم بزنند و یا با دوربین مداربسته اوضاع را کنترل کنند. من که ناشتا بودم و برای خرید صبحانه رفته بودم، از خجالتم مجبور شدم سریع یک کیک مزخرف که دم دستم بود، بخرم و بیام بیرون و دیگه فرصت برای گزینه بهتر نداشتم. حالا از تیپ پوشش رسمی من هرکسی میفهمه که کارمند اداری و فرهنگی هستم. رفتارشون برخورنده بود. بیرون هم برخلاف نظرها، جای زیادی برای نشستن و خوردن خوراکی نبود. دو تا خانم نشسته بودند و دیگه جا نبود و من مجبور شدم کمی آنطرفتر زیر آفتاب و ایستاده کیکم را بخورم و برم به کار اداریم برسم.