It can safely be said that, realizing divine names and theiracknowledgment in hierarchy of existence,forms the basis of mysticism. Turning away from this notion means putting aside …
… میجان عنان من از راه رخت * ثالث بمعنی اسب یعنی آت وله بیت کره برد وال کمر کر د سخت يجنك دوالي روان كرد رخت * رابع غم و غصه و اندوه معناسنه در مولانا شهابی بیت دام کشته …
… سزا در که خیمه کبود رناک اخلا که بی اوتار و طناب بریا … خومه فضل و کمالاری بونمقد امل و ارز وسیله مع قلت البضاعه قدر به عجانه من تعلق و وسع کمر انه من احاطه ایلدیکی مرینه خواه و ادیده جو دوند …
… گلماج دستش را به سمت گونهی کبود شدهی صنم برد. انگشتانش زخم صورتش را لمس کرد: «تا کی از این مردینهها زخم بخوری، هر قدر هم جان سخت باشی تاب نمیآوری. اراده کردی زندانی بند و حصار …
… الحاصل شميم مشك چینی نافه اهوی ناتاری نشاط مشر بندن نشوه یاب اولسه اگر جمشیدر شکست ایلودی جام نشته فرجام طربکاری او اور برنورسیده سنبل زيبا و مستثنا اولیدی همتی دود کبود دانشه …
… دوباره درد به سراغش آمد؛ اول توى دلش لولید و بعد نرم نرم به کمر و پاهایش سرید، و وادارش کرد تا روى زمین تا شود، خم شود و زمین را سنگین و سخت ببوسد و چنگ بزند و دل و روده فرش نخنما را …
… معنایى جز این نداشت و آن بهشت براى همیشه پذیراى کبوتران کبود حرم بود و مرغان دل زایران. … دیگر دارى از دست این افکار جورواجور تعادلت را از دست مى دهى که به کمر مناره اى تکیه مى کنى. مناره ها …